تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - در بيان آن كه اختلاف در صورت و روش است نه در حقيقت
حالا اگر كسى در بارهء حيات اعتقاد كند كه حيات عبارت است از يك نمود واحد حقيقى ، و هم آن زندگىها ، كه افسانه هاى قديمى و روش فعلى جوامع مى گويند ، اين تناقض در عقيده چگونه قابل تحمل است ؟ ما در بارهء اين مبحث در آينده مطالب ديگرى را خواهيم گفت :
در بيان آن كه اختلاف در صورت و روش است نه در حقيقت
((٤٩٩)) زين نمط زين نوع ده طومار و دو بر نوشت آن دين عيسى را عدو
((٥٠٠)) او ز يك رنگىِّ عيسى بو نداشت وز مزاج خمِّ عيسى خو نداشت
((٥٠١)) جامهء صد رنگ ز ان خمّ صفا ساده و يك رنگ گشتى چون ضياء
((٥٠٢)) نيست يك رنگى كزو خيزد ملال بل مثال ماهى و آب زلال
((٥٠٣)) گر چه در خشكى هزاران رنگهاست ماهيان را با يبوست جنگهاست
((٥٠٤)) كيست ماهى چيست دريا فى المثل ؟
تا بدان ماند خدا عز و جل
((٥٠٥)) صد هزاران بحر و ماهى در وجود سجده آرد پيش آن درياى جود
((٥٠٦)) چند باران عطا باران بده تا بدان آن بحر درّ افشان شده
((٥٠٧)) چند خورشيد كرم افروخته تا كه ابر و بحر جود آموخته چند خورشيد كرم تابان بده تا بدان يك ذره سر گردان شده
((٥٠٨)) پرتو دانش زده بر ماء و طين تا شده دانه پذيرنده زمين
((٥٠٩)) خاك امين و هر چه در وى كاشتى بىخيانت جنس آن برداشتى
((٥١٠)) اين امانت ز ان عنايت يافته است كافتاب عدل بر وى تافته است
((٥١١)) تا نشان حق نيارد نو بهار خاك سرها را نسازد آشكار
((٥١٢)) آن جوادى كه جمادى را بداد اين هنرها وين امانت اين سداد (١)
(١) سداد راستى و رستگارى . .