تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - انواع اختلافات مصنوعى
در قيافهء يك عده اصول كلى و قابل وحدت نظر روشن شده است ، ولى نيرومندان غرض ورز عمداً روى اين روشنايى پردهء تاريك كشيده ميدانى براى جولانهاى خود باز كردهاند ، آن چنان كه گويى حتى يك قضيه هم به عنوان اصل بديهى مورد وحدت نظر براى انسانها وجود ندارد .
پس از بيان اين مقدمه اكنون بر مى گرديم به بيان جلال الدين رومى در بارهء اختلافات كه مى گويد : همهء اين اختلافات از كجبينى و لوچبينى و ناشى از انحراف روح از مسير اصلى خويش است ، اگر انسان بتواند مغز و روح خود را كاملًا تربيت كند ، خواهد ديد تمام اين اختلافها ناشى از ديدن رنگها و اشكال گوناگون ، و ناديده گرفتن اصل حقيقت است .
خود جلال الدين ضمناً اعتراف مى كند كه اين اختلافات كشنده و نابود سازنده است ، و اينها در همين وضعى كه موجود هستند قابل اتحاد نيستند ، ولى يك تكامل روحى مى تواند وحدت بسيار عالى را كه در ما فوق همهء اين اختلافات وجود دارد ، درك كرده ، از آن استفاده نمايد .
اين اصل را كه جلال الدين اظهار مى دارد ، با مقدماتى كه ما گفتيم قابل تأمل خواهد بود ، زيرا در اين كه حس وحدت جويى در نهاد انسانى يكى از مهمترين آرمانها است ، مورد ترديد نمى باشد ، « به طورى كه همين حس وحدت جويى است كه براى ما مكتبهاى فلسفى مى سازد ، و همهء فلاسفه در سيستم فلسفى خود همين وعده را به افراد انسانى مى دهند كه « ما آن وحدت را كه شما مى خواهيد در اين سيستم تنظيم كردهايم » . بلكه شهوديون و اهل عرفان نيز براى پيدا كردن آن وحدت حقيقى چه اختلافات شگفت انگيزى كه با هم ندارند ، لذا اين حقيقت را نبايد ناديده گرفت كه تا كنون هيچ مكتب فلسفى و عرفانى مشاهده نشده است كه بتواند وحدتى در روش فكرى خود نشان بدهد كه از تمام جهات با مكتب فلسفى يا عرفانى ديگر در همان وحدت قابل اتحاد بوده باشد .
از آن طرف فرق زيادى است ميان اين كه بگوييم : تمام اختلافات بىاساس است ،