تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - مغرور مباش ، هنگامى كه مربى الهى پيدا كردى دامن او را بگير
سپس جلال الدين در بارهء صفت خبيثه حسد مطالب بسيار اخلاقى عميقى را بيان مى كند :
١ - مى گويد : وقتى كه احساس مى كنى حسد تو را گلو گير شده است ، متوجه باش اين همان نمود كثيفى است كه شيطان را از سعادت ابدى محروم كرده به شقاوت جاودانى دچار ساخت ، اين نبود مگر از اين جهت كه شيطان در ارزيابى خود غلو و افراط كرده خود را بالاتر از آدم فرض نموده ، و به او حسد ورزيده و سجده نكرد .
٢ - راه صعب العبور و گردنهاى كه حسد در مسير انسانى رو به حقايق ايجاد مى كند بزرگترين مانع در راه وصول به هدفهاى ربانى خواهد گشت ، زيرا انسان در موقع حسد خود را مى بيند نه حقايق را ، اگر خود واقعى را مى ديد باز چندان مانعى از راه رفتن نبود ، ولى مسئله اين است كه حسد « من » و « شخصيت » انسانى را با مقدار زيادى از خيالات و اوهام رنگ آميزى مى نمايد ، و آن « من » كه براى حسود مطرح شده است ، مخالف تمام واقعيات است ، و از « من » كه رنگ حسد بر خود گرفته است تا آن « من » كه به عنوان يك راهرو حقيقى مى باشد كشيده مى شود ، گويى موضوع در دو طرف مثبت و منفى مطرح مى گردد .
٣ - سپس آلودگىهاى روانى را كه در صورت بروز حسد در درون ايجاد مى گردد مطرح مى كند ، و مى گويد : خانمان روانى انسان را آن چنان خراب مى سازد كه وضع طبيعى