تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - تفسير ابيات
اين بيت هم در موقعى گفته مى شود كه مقام مقتضى اجمال گويى است ، يا شنونده تاب آن را ندارد ، يا گوينده در حال ناخود آگاهى است ، يا اين كه گوينده توانايى بيان بيشترى را ندارد .
بهتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران
در مواردى گفته مى شود كه گوينده براى اخفاى مطلب انگيزهاى دارد كه از ابرازش جلوگيرى مى كند ، مثلا اگر به طور صريح در بارهء آن مطلب گفتگو كند ، ممكن است با انكار روبرو گردد ، يا باعث سوء تفاهم شود .
« آرزو مى خواه ليك اندازه خواه » اين مصرع هم مانند ضرب المثل گفته مى شود و مقصود آن است كه انسان بايستى آرزوهاى خود را با ارزيابى شخصيت و موقعيت خود محاسبه نمايد .
تفسير ابيات پس از آن كه بيمارى كنيز تشخيص داده شد ، معلوم گشت كه اين بيمارى غير از بيمارى جسمانى است ، بلكه مربوط به عشق است ، جلال الدين براى بار سوم رو به تفسير عشق آورده مطالبى در بارهء عشق بيان مى كند و با در نظر گرفتن يك مفهوم عمومى به « شمس » سه قسم شمس را مطرح مى كند :
١ - آفتاب طبيعى ٢ - خورشيد جان ٣ - شمس تبريزى .
سپس با يك ارتباط ظريف ميان اين كه عشق مانند آفتاب است و براى روشنايى او چيز ديگرى مورد نياز نيست به خورشيد روح انسانى رو آورده سپس از اين موضوع به مراد خود شمس تبريزى منتقل مى شود ، و مطالبى در بارهء شمس بيان مى كند كه كاشف از عشق فوق العاده به او مى باشد .