ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٦١ - فصل علم نافع و علامات آن
كه عمل به قياس كردهاند و ترك نمودهاند قرآن و حديث را.
و مقصود آن حضرت در حديث مزبور از علمى كه در او تازه به تازه چيزى دانسته نشود علم ظنّى و تقليدى است و مجرّد حفظ كردن قولها و روايتها، زيراكه في الحقيقة آنها علم نيست.
و از حضرت امام محمّد باقر ٧ مسألهاى پرسيدند و[١] آن حضرت جوابى گفتند، بعد از آن شخص سايل گفت كه: دانشمندانى كه هستند به اين جواب قايل نيستند! پس آن حضرت فرمودند: اى واى بر تو! آيا هرگز دانشمندى ديدهاى؟! به درستى كه دانشمند حقيقى كسى است كه از دنيا بيزار و به آخرت راغب باشد و چنگ بر سنّت پيغمبر ٦ زده باشد[٢].
و از حضرت امام جعفر صادق ٧ روايت است كه: طالبان علم سه صنفند و ايشان را خوب بشناس]m .b ٣١[ و اوصاف ايشان را بدان: صنفى طلب مىكنند علم را از براى تحصيل شبههها و جدل با مردم كردن. و صنفى ديگر طلب علم مىكنند از براى زيادتى كردن وفريب مردم دادن. و صنفى طلب علم را از براى دانش و شعور[٣] مىكنند.
امّا اوّلين آزاررسان مىباشد[٤] و مردم را در شكّ مىاندازد[٥] و در هر مجلسى متوجّه گفتگو مىشود[٦] و ذكر علم و صفت حلم[٧] مىنمايد و افتادگى به حسب ظاهر را بر خود مىبندد و از پرهيزكارىِ باطنى خالى مىباشد. پس آن حضرت نفرين كردند صاحب اين حالت را و فرمودند: خوار گردانَد خداى عزّ وجلّ او را از آن راهى كه
[١] -a s - و.
[٢] - الكافي ١: ٧٠ ح ٨.
[٣] - شعور/a تقرير!
[٤] - مىباشد/a مىباشند.
[٥] - مىاندازد/a مىاندازند.
[٦] - مىشود/a مىشوند.
[٧] - حلم/a علم.