ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٨٦ - فصل مراقبه بنده از نفس خود
را پوشيد، پس يوسف گفت: چه حالت است تو را، آيا از ملاحظه جمادى شرم مىكنى و از ملاحظه پادشاه جبّارى شرم نمىكنى؟!
و در حديث قدسى وارد شده: جز اين نيست كه ساكن بهشت عدن مىشوند كسانى كه هرگاه قصد معصيت نمودند متذكّر عظمتِ من مىشوند و ملاحظه مرا مىنمايند و كسانى كه پشتهاى ايشان از ترسِ من منحنى شده، به حقّ عزّت و بزرگوارىِ خودم قسم مىخورم كه قصد عذاب مردم روى زمين را مىكنم و هرگاه نظر كردم به قوم گرسنه و تشنهاى كه از ترس من روزه داشتهاند عذاب را از مردم مىگردانم.
و اين معرفت هرگاه يقين شود- يعنى خالى از شكّ باشد- و بعد از آن بر قلب مستولى شود دل را به نزد[١] خود مىكشد و جبر مىكند آن را بر ملاحظه و مراعات جانب كسى كه بر وى مطّلع است و تمامى همّت را صرف آن مىكند
و مراقبه صاحبان يقين دو درجه دارد:
يكى: مراقبه مقرّبان است و اين ملاحظه تعظيم و جلالت است. و آن عبارت است از آنكه دل مستغرق ملاحظه آن عظمت باشد و در تحت هيبت آن شكسته و افتاده باشد و گنجايش التفات به غير نداشته باشد. و اين كسى است كه همّتِ آن يك همّت شده باشد و]m .a ٨٣١[ خداى عزّ وجلّ ساير همّتهاى وى را كفايت نموده باشد.
دوم: مراقبه پرهيزكاران است كه اصحاب يَمينند. و اينها قوميند كه يقين اطّلاع خدا بر ظاهرها و باطنها بر ايشان غالب است امّا ملاحظه جمال و جلال خدا ايشان را مدهوش نساخته، بلكه دلهاى ايشان بر حدّ اعتدال است و وسعت التفات به احوال و اعمال و ملاحظه آنها مىدارد. و حيا از خدا بر ايشان غالب گرديده و اقدام بر طاعتى
[١] - نزد/a نزديك.