ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٤ - فصل در علم كلام
و روايت است كه مردى به حضرت امام حسين ٧ گفت: بنشين تا در دين با يكديگر بحث كنيم. آن حضرت فرمودند كه: اى مرد! من در دين خود نهايت بينايى دارم و هدايتِ من بر من ظاهر است، و اگر تو نادانى به دينى كه دارى پس برو و طلب كن او را. پس فرمودند: من كجا و جدل كردن كجا[١]؟!
و از حضرت امام محمّد باقر ٧ روايت است كه: جدل نمودن باطل مىكند دين را و محو مىنمايد عمل را و باقى مىگذارد از براى صاحبش شكّ و شبهه را[٢].
و حضرت امام جعفر صادق ٧ فرمودند: مخاصمت نمىكند مگر كسى كه در دين شكّى داشته باشد يا كسى كه پرهيزكار نباشد[٣].
و حضرت امام موسى كاظم ٧ به على بن يقطين گفتند: امر كن]m .b ١١[ مصاحبان خود را كه زبانها را از گفتگو باز دارند و خصومت در دين را واگذارند و سعى كنند در عبادت خداى عزّ وجلّ[٤].
و روايت است كه شخصى كتابتى به حضرت[٥] امام رضا ٧ نوشت به اين مضمون كه: نهى شده از گفتگو و بحث كردن در دين، و دوستدارانِ شما از متكلّمين آن را تأويل كردهاند به اينكه امام نهى كرده كسى را كه بحث كردن نداند و خوب گفتگو نتواند كرد. و[٦] امّا كسى كه خوب[٧] سخن تواند گفت او را نهى نكرده، آيا چنان است كه تأويل كردهاند يا نه؟ آن حضرت در جواب نوشتند: هركه خوب سخن تواند گفت و هركه خوب نتواند گفت بايد كه در دين سخن نكند كه به تحقيق گناه آن بيشتر از نفع آن است[٨].
[١] - منية المريد: ١٧١.
[٢] - التوحيد: ٤٥٨ ح ٢١. و مانند آن در الكافي ١: ٩٢ ح ٤. أمالي الصدوق: ٥٠٣ ح ٢.
[٣] - التوحيد: ٤٦٠ ح ٣٠.
[٤] - التوحيد: ٤٦٠ ح ٢٩. مشكاة الأنوار: ١٣٥.
[٥] -s a - حضرت.
[٦] -a s - و.
[٧] -m - خوب.
[٨] - التوحيد: ٤٥٩ ح ٢٦.