ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٥٠ - باب چهارم در محبت و انس است
تا كور شدند و خداى تعالى]m .b ٠٨[ او را بينا گردانيد. چون مرتبه چهارم شد وحى فرستاد خداى عزّ وجلّ به وى: تا به كى اين حالت خواهى داشت؟ اگر گريه تو از ترس آتش جهنّم است تو را امان دادم و اگر از براى شوق به[١] بهشت است بهشت را به[٢] تو مباح گردانيدم.
پس حضرت شُعيب فرمودند[٣]: خداوندا! تو مىدانى كه گريه من نه از ترس جهنّم و نه از شوق بهشت است، وليكن محبّت تو در دل من جا كرده و صبر نمىتوانم كرد تا تو را ببينم. پس وحى به وى آمد: هرگاه اين چنين است از براى همين به زودى كليمِ خود موسى بن عمران را خادم تو مىگردانم[٤].
وحضرت أمير المؤمنين ٧ در بعضى از دعاها فرمودند: مرا چنان انگار- اى خدا و سيّد و مولا و[٥] پروردگار من- كه صبر كردم بر عذاب تو، امّا چگونه صبر كنم بر مفارقت تو؟!
و حضرت امام حسين ٧ در دعاى عرفه فرمودند: تو آن خدايى كه زايل گردانيدهاى اغيار را از دلهاى دوستان خود تا آنكه غير تو را دوست ندارند و پناه به غير تو نبردهاند.
و فرمودند: اى آن خدايى كه چشانيدهاى شيرينى انس را به دوستان خود! پس در برابر تو ايستادهاند[٦] در حالتى كه تملّق و افتادگى مىكنند.
و در مناجات انجيليّه كه منسوب است به حضرت سجّاد ٧ وارد شده كه فرمودند: به حقّ عزّت تو قسم مىخورم كه البته به تحقيق تو را دوست دارم
[١] -a s - به.
[٢] - به/a بر.
[٣] - فرمودند/a عرض كرد.
[٤] - علل الشرائع ١: ٥٧ ح ١.
[٥] -s - و.
[٦] - ايستادهاند/s a ايستادند.