ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٩٧ - فصل در اسرارى كه علما از عوام پنهان مىدارند
فهميدنْ تفاوت در ميان مردم پيدا مىشود[١] چنانچه در حديث وارد شده: آيا نمىترسد كسى كه پيش از امام سر از سجده برمىدارد اينكه خداى عزّ وجلّ سر او را سر الاغ گرداند[٢]! و اين تغيير[٣] نظر به صورت هرگز نشده و نمىشود امّا نظر به معنا متحقّق شده، چراكه حقيقت الاغ و خاصيّت او كمشعورى و نفهميدگى است و هركه سر از سجده پيش از امام بردارد سر او در كم شعورى و نفهميدگى سر الاغ خواهد بود. و مقصود در حديث همين است و بَس نه صورت آن كه ظرف معناست؛ چراكه جمع كردن ميان اقتدا و پيشى بر امام جستن از نهايت بىعقلى است چو[٤] اين دو كار نقيض يكديگرند. و اين نوع كلام برمىگردد به اينكه تعبير از معنا به صورتى كرده شود كه متضمّن آن معنا يا مثل آن معنا باشد.
و از اين قبيل است آنچه در قرآن مجيد واقع شده كه: «فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ»[٥] يعنى گفت خداى عزّ وجلّ به آسمان و زمين كه: آفريده شويد خواهى نخواهى، پس گفتند كه: آفريده شديم در حالتى[٦] كه فرمانبرداريم. و شكّى نيست كه تأثير كردن قدرت خداى عزّ وجلّ در آسمان و زمين و متأثّر شدن[٧] آنها بِالطَّبع تشبيه شده به امر كسى كه فرمانِ او برده شود و اطاعت نمودن شخصى كه به رغبت فرماندارى كند.
و از اين قبيل است آيه: «إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»[٨] يعنى كلام ما با چيزى كه اراده ايجاد آن نموده باشيم آن است كه بگوييم بشو، پس بشود. و اين نوعى است از كلامهاى باطنى كه بىحرف و صدا باشد.
[١] -s m + و.
[٢] - صحيح البخاري ١: ١٧٠. و با اندكى اختلاف در مسند أحمد ٢: ٤٦٩.
[٣] - تغيير/a تغيّر.
[٤] - چو/a . چرا كه.
[٥] - فصّلت: ١١.
[٦] - حالتى/s a حالى.
[٧] -m - شدن.
[٨] - نحل: ٤٠.