ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٧٥ - فصل در مذمت صاحبان بدعت و رأى
و هر چيزى را كه[١] به چيزى سنجيد و[٢] قياس كرد[٣] غلط در سنجيده خود روا نمىدارد.
و اگر دشوار شود بر وى امرى آن را پنهان مىسازد از آن راه كه علم به نادانى خود دارد و اظهار نادانى نمىنمايد مبادا كه بگويند نادان است. و بعد از آن جرأت نموده حكم مىكند، پس آن مرد هميشه گشاينده درهاى تيره و تاريك است و سوار است بر امرهاى مشتبه و سَيْر كننده به غلط در راههاى نادانى، نه عذر مىخواهد در چيزى كه نمىداند تا سالم بماند و نه دندان تيزى در علم فرو برده تا غنيمتى به دست آورد. بر باد مىدهد روايتها را همچنان كه باد با[٤] علف خشكِ خورد شده مىكند. ميراثها از راه فتواهاى باطل او گريان و خونها از حكمهاى ناحقّ آن نالان مىباشند و به حكمى كه مىكند[٥] فرجِ حرام را حلال و فرجِ حلال را حرام مىسازد. نه باطنش پُر است به بيرونْ شد[٦] از هرچه بر وى[٧] وارد مىشود و[٨] نه اهليّت آن چيزى دارد كه از او سر مىزند از دعواى علم حقّ كردن[٩].
و نيز آن حضرت سلام اللَّه عليه فرمودند: به خدا شكوه مىكنم از گروهى كه زندگانى]m .b ٧١[ مىكنند در حالت نادانى و مىميرند در حالت[١٠] گمراهى، در ميان ايشان متاعى كسادتر از قرآن نيست هرگاه تلاوتِ آن چنانچه بايد كرده شود. و هيچ متاعى رواتر و پرقيمتتر[١١] از قرآن نيست هرگاه از جاى خود گردانيده برخلاف معناى اصلى حمل شود. و در پيش ايشان چيزى مجهولتر از معروف و معروفتر از منكر نمىباشد[١٢].
[١] -a - كه.
[٢] - سنجيد و/a سنجيده.
[٣] -m + و!
[٤] - با/a به.
[٥] - مىكند/a s مىكنند.
[٦] - شد/a شدن.
[٧] - وى/a او.
[٨] -a - و.
[٩] - الكافي ١: ٥٤. نهج البلاغة ١: ٥١ كلام ١٧. الاحتجاج ١: ٣٩٠.
[١٠] -s - نادانى و مىميرند در حالت.
[١١] -m - تر.
[١٢] - ادامه روايتِ پيشين است.