ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٧٤ - فصل در مذمت صاحبان بدعت و رأى
پس از راه راست بِدَر رفته و به كلام بدعت شعف دارد و[١] از براى فريب[٢] مردم[٣] به روزه و نماز حرص بسيارى دارد. و اين مرد آلت فتنهاى است از براى هركسى كه به سبب او در فتنه افتد و گمراه شده از طريقه پسنديده هركه پيش از وى بوده، و گمراه كننده است]m .a ٧١[ كسى را كه پيرو او شود در زندگى آن و بعد از مرگ و برداشته است بار گناهان ديگران را و نفس او در گرو خطايى است كه كرده.
و مردى ديگر آن است كه در ميان مردمان نادان چيزى چند كه مورث شكّ و شبهه است تحصيل نموده و دولتمند است به تيرگىهايى كه در فتنهها مىباشد. و كسانى كه به آدم مىمانند و آدم نيستند او را عالم[٤] مىنامند و حال آنكه يك روز را در علم به سلامت به سر نبرده و هر روزه در اوّل وقت پيشدستى نموده جمع مىكند بسيار چيزى را كه كم آن بهتر است از بسيار آن، تا وقتى كه سيراب شد از آب گنده و دولتمند شد از چيزهاى بىفايده نشست در ميان مردم به حكم كردن در حالتى كه متعهّدِ آن شده كه هرچه بر ديگران مشتبه باشد از آنها بيرونْ شد نمايد. و اگر مخالفت نمود با قاضى [يى] كه پيش از وى بوده ايمن نيست كه برهم زند حكم او را قاضى [يى] كه بعد از آن خواهد آمد و بكند با او آنچه آن با[٥] قاضىِ سابق كرده. و اگر وارد شود بر وى مسألهاى از مسألههاى بسيار مبهم و مشكلْ في الحال در جوابِ آن پوچى از رأى خود مهيّا مىسازد و بعد از آن جزم مىكند كه حكم مسأله آن است. و در هم بافتن شبههها به يكديگر شبيه است به عنكبوت در بافندگى تارهاى لعابى و هرگز نمىداند كه درست كرده يا غلط. و هرچه را خود نمىداند گمان نمىبرد كه ديگرى دانسته باشد.
و راهى ديگر در دانستن چيزها به غير از راهى كه عقلش به آن رسيده تجويز نمىكند
[١] -a s - و.
[٢] -s + دادن.
[٣] -a + و.s + و به.
[٤] -s - عالم.
[٥] -s a - آن با.