ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٥٦ - فصل توبه با پشيمانى از گناه
و بداند كه گناهانى[١] كه عبارت است از اعراض از خدا و متابعت نمودن خواهشهاى شياطين- آن چنان شياطينى كه دشمنان خداى عزّ وجلّ[٢] و از درگاه آن دورند- سبب ممنوع شدن بنده و دور گرديدن اوست از درگاه خداى تعالى. و هر علمى كه مقصود از آن عمل[٣] است نفع[٤] نمىبخشد مگر آنكه باعث بر عملى[٥] شود، پس علم به ضرر گناهان از براى آن است كه باعث بر ترك آنها شود و هركه ترك آنها نكند اين جزء از ايمان را نخواهد داشت. و اين است مقصود از قول حضرت پيغمبر ٦ كه فرمودند كه: هيچ زنا كنندهاى نيست كه در حالت زنا مؤمن باشد[٦]. و مراد حضرت آن نيست كه نفى نمايد ايمان به خدا و يگانگى آن و صفات و كتابها و پيغمبران را زيرا كه اينها منافات با زنا و معاصى ندارند، بلكه مراد نفى ايمان است به اينكه زنا بنده را از خدا دور مىگرداند و موجب غضب مىشود.
و درِ ايمان يكى نيست، بلكه چنان است كه در خبر وارد شده كه: ايمان هفتاد و كسرى باب دارد؛ اعلاى آنها شهادت دادن است به «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»* و ادناى آن زايل نمودن آزار است از راه مسلمانى. و مثال اين آن است كه كسى گويد: آدمى يك موجود نيست بلكه هفتاد و كسرى است؛ اعلاى آن قلب و روح است و ادناى آن زايل ساختن آزار است از پوست بدن به اينكه شارب و ناخن را گرفته باشد و بدن را از كثافتها پاكيزه كرده باشد تا ممتاز گردد از چهارپايانى كه مىچرند و به سرگينها آلوده مىباشند و صورتهاى زشت مىدارند به سبب طول چنگ و ناخنها.
[١] - گناهانى/a s گناهان.
[٢] -a s + اند.
[٣] - عمل/s a علم.
[٤] - نفع/a منع.
[٥] - عملى/a s علمى!
[٦] - الكافي ٢: ٢٨٤ ح ٢١. كتاب من لا يحضره الفقيه ٤: ٣٢ ح ٤٩٨٧.