ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٠٧ - فصل سر در واجب گردانيدن زكات
انس به اين عالَم گرفتهاند و از مرگ مىگريزند با[١] آنكه در مرگ ملاقات محبوب حقيقى ميسّر مىشود، پس امتحان ايشان در صدق دعواى محبّت شده و مأمور شدهاند به مفارقت مالى كه منظور و معشوق ايشان است. و از براى اين است[٢] كه خداى عزّ وجلّ فرموده: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ»[٣] يعنى خداى عزّ وجلّ خريده است از مؤمنان جانها و مالهاى ايشان را به صرف كردن در جهاد و راه خدا به عوض آنكه بهشت به ايشان بدهد.
و معناى دوم: پاكيزه ساختن است از صفت بخل كه از مهلكات است. حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: سه چيز است كه از مهلكات است: بخلى كه فرمان آن[٤] برده شود و هوايى كه متابعت آن كرده شود و عُجب به هم رسانيدنِ مردى به نفس خود[٥]. و خداى عزّ وجلّ فرموده[٦]: «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[٧] يعنى هر كسى شرّ بخل از وى دور گردد رستگار است.
و صفت بخل به اين زايل مىشود كه عادت كند به دادن مال. و محبّت چيزى منقطع نمىشود مگر به جبر كردن نفس بر مفارقت آن تا آنكه عادت شود. و انفاق مال به اين معنا دل را از آلودگى بخلى كه هلاك كننده است پاكيزه مىسازد؛ و پاكيزگى آن به قدر دادن است و به قدر خوشنودى به دادن و شَعفناك بودن به صرف كردن آن در راه خدا.
و معناى سيُم: شكر نعمت است؛ زيرا كه خداى عزّ وجلّ را بر بندهاش نعمتى[٨]
[١] - با/a تا.
[٢] -s - و از براى اين است.
[٣] - توبه: ١١١.
[٤] -s - آن.
[٥] - الخصال: ٨٤ ضمن ح ١١. عدّة الداعي: ٢٢١. عوالي اللئالي ١: ٢٧٣ ح ٩٦.
[٦] - فرموده/s a فرمودهاند.
[٧] - حشر: ٩.
[٨] - نعمتى/a نعمت.