ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٣٩ - فصل حيات نماز در شش جمله است
و بعد از آن هيبت داشتن است. و اين زياده بر تعظيم است، زيرا كه هيبت عبارت است از ترسى كه منشأ آن تعظيم باشد از براى آنكه كسى كه نمىترسد نمىگويند كه هيبت دارد و هر ترسى را هيبت نمىنامند، بلكه هيبت ترسى است كه حاصل شود از بزرگ شمردن شخصى.
و بعد از آن امّيدوارى است. و سزاوار از براى بنده آن است كه امّيدوار باشد به نماز ثواب خدا را چنانچه به تقصير خوف[١] عقاب خدا را مىدارد.
وبعد از آن حياست. و منشأ آن دانستن تقصير در عبادت و توهّم گناه نمودن است.
و بايد]m .b ١٠١[ كه سببهاى اين شش چيز را ذكر كنيم:
پس بدان كه حضور قلب سببش همّت و قصد است؛ زيرا كه دل تابع قصد است و حاضر نمىباشد مگر در چيزى كه قصد آن كند. و هرگاه قصد امرى نمود حاضر مىشود خواهى نخواهى و بر اين سرشته شده و مجبور است. و دل هرگاه در نماز حاضر نباشد معطّل نخواهد بود، بلكه حاضر خواهد بود در چيزى كه همّت آن مصروف بر آن است از امرهاى دنيا.
وعلاجى و حيلهاى از براى حضور قلب نيست مگر آنكه همّت را بر نماز بگمارد.
و همّت بر نماز گماشته نمىشود مادام كه ظاهر نشود كه غرض مطلوب از نماز وابسته به همّت است و غرض ايمان است و تصديق نمودن به آنكه[٢] آخرت بهتر و پايندهتر است و آنكه نماز وسيلهاى است به آن. و هرگاه اين ضَمّ[٣] شود به حقيقت دانستن حقارت دنيا و خوارى آن، از اين دو با يكديگر حضور قلب در نماز حاصل مىشود.
و[٤] امّا سبب فهميدن بعد از تحقّق حضور قلبْ مداومت بر فكر و گردانيدن ذهن است به ادراك معنا.
[١] -m - خوف.
[٢] - آنكه/a اينكه.
[٣] - ضَمّ/s a ختم.
[٤] -a - و.