ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٤٥ - فصل در اسباب بدى خاتمه
باشد كه خاطر خود را باز دارد از منتقل شدن به معصيتها و شهوتها راهى به آن ندارد مگر آنكه در تمام عمر مجاهده نمايد در[١] بازداشتن نفس از آنها و قلع شهوتها از دل، و اين قدرى[٢] است كه داخل در تحت اختيار است. و هميشه مواظبت بر خير نمودن[٣] وخود را از فكر در موانعى كه باز مىدارد ازطاعت مُخلّى ساختن تهيّه و ذخيرهاى است از براى حالت جان كندن، چرا كه آدمى مىميرد بر حالتى كه زندگانى كرده و محشور مىشود بر حالتى كه مرده چنانچه در حديث وارد شده.
و از براى اين است كه نقل شده از بقّالى كه در حالت نَزع دو[٤] كلمه شهادتَين را به او تلقين مىكردند و[٥] او مىگفت: پنج[٦] شش[٧] چهار! و دل او مشغول حسابى بود كه پيش از مرگ عادت به آن داشت.
وآنچه در وقت مرگ مخوف است خاطرههاى بدى است كه در دل خطور كند و بَس. و عبارت از خاطر بد است]m .b ٩٧[ آنچه حضرت پيغمبر ٦ فرموده كه:
مردى مىباشد كه پنجاه سال عمل بهشتيان مىكند تا آنكه ميان او و بهشت به قدر فاصله ميان[٨] دوشيدن شتر مىباشد، پس ختم مىشود براى او به آنچه روز ازل[٩] تقدير شده[١٠]. و آنچه حضرت فرموده از مقدار فاصله دوشيدن شتر آن مقدار وقت وسعت عملهايى كه موجب شقاوت باشد نمىدارد، بلكه خاطرههاى بدى است كه به دل خطور مىكند مانند برقى كه به سرعت مىرود.
[١] - در/a و.
[٢] - قدرى/a قدرتى.
[٣] -a + است.
[٤] -s a - دو.
[٥] -a - و.
[٦] -a + و.
[٧] -s + و.
[٨] -a s - ميان.
[٩] - ازل/a اوّل.
[١٠] - مانند آن در عوالي اللئالي ١: ٨٢ ح ٥. صحيح البخاري ٤: ٧٨.