ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٤٠ - فصل در اسباب بدى خاتمه
تحصيل محبّت خدا و انس به آن در دنيا. و حاصل نمى شود محبّت مگر به معرفت و حاصل نمىشود معرفت مگر به مداومت بر فكر. و حاصل نمىشود انس مگر به محبّت و مداومت بر ذكر و ميسّر نمىشود مواظبت بر ذكر و فكر مگر به كنده شدن محبّت دنيا از دل. و كنده نمىشود اين محبّت مگر به ترك دنيا و شهوتهاى آن و ترك چيزهاى مرغوب ممكن نيست مگر به ترك خواهشها. و ترك خواهش[١] به هيچ چيزى[٢] آن مقدار نمىشود كه به آتش خوف مىشود، پس خوف آتشى است كه شهوتها را مىسوزاند. و در اين هنگام ظاهر شد كه فضيلت خوف به قدر سوزانيدن شهوتها و به قدر بازداشتن از معصيتها و ترغيب بر طاعات است و اين مختلف مىشود به حسب اختلاف درجات خوف چنانچه بيان كرديم.
فصل [در اسباب بدى خاتمه]
بدان كه بدى خاتمه سببهاى مختلف دارد و مرجع آنها به سه چيز است:
امّا سبب اوّل- و آن عظيمترين سببهاست-: آن است كه در وقت جان كندن و ظهور اهوالِ مرگ شكّ يا انكار بر دل غالب شود و در آن حالت[٣] قبض روح بشود[٤]، پس آنچه غالب شود بر دل حجابى گردد ميان بنده و ميان خداى عزّ وجلّ و اين مقتضى دورى دايمى و عذاب ابدى است. و سبب اين آن است كه مردى اعتقاد خلاف حقّى در ذات و صفات و افعال خدا به رأى و عقل خود يا به تقليد داشته باشد و[٥] در وقت جان كندن بطلان آنچه را از راه جهل اعتقاد داشته بر وى ظاهر شود؛ چرا كه حالت مرگ حالتى است كه پرده از روى چيزها برداشته مىشود و ظهور بعضى از اعتقادات كه از راه جهل باشد سبب بطلان بقيّه اعتقادات يا شكّ در آنها مىشود، پس
[١] - خواهشها/a خواهش.
[٢] - چيزى/a چيز.
[٣] -s a + كه.
[٤] - بشود/s a مىشود.
[٥] -s a - و.