ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٢٣ - فصل حال كسى كه خوف بر آن غالب شده
مىباشد و به حسب ضعف اسباب خوف ضعيف مىشود. و خوف از خدا گاهى به معرفت خدا و به[١] معرفت صفات او مىباشد و گاهى به سبب كثرت جنايت بنده مىباشد به ارتكاب معصيتها و گاهى به هر دو سبب مىباشد. و به قدر معرفت بنده به عظمت وبزرگى واستغناى خداى عزّ وجلّ و به قدر معرفت به عيبهاى نفس و جنايتها خوف قوى مىشود؛ پس هركه از خدا بيشتر مىترسد معرفت به خدا و به نفس بيشتر مىدارد. و از براى اين بود كه حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: من بيش[٢] از شماها از خدا مىترسم[٣]. و خداى عزّ وجلّ فرمودند: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[٤] يعنى جز اين نيست كه مىترسد از خداى عزّ وجلّ علما. پس به قدر كمال معرفت اثر سوزش از دل به بدن و اعضا و صفات مىرسد.
امّا در بدن به لاغرى و زردى رنگ[٥] و گريه كردن است و امّا در اعضا به بازداشتن آنهاست از معصيتها و مقيّد ساختن آنها به طاعت تا تلافى گذشته و تدارك آينده بشود. و[٦] از براى اين است كه گفتهاند: خايف كسى نيست كه گريه كند و اشك از چشم پاك كند بلكه كسى است كه ترك كند چيزى را كه ترسد بر آن معاقب شود.
و حكيمى فرموده: هركه از چيزى ترسد از آن مىگريزد. و هركه از خدا ترسد به خدا مىگريزد[٧].
و امّا در صفات آن است كه شهوتها را بيخكن كند و لذّتها را مكدّر سازد تا معصيتها كه نزد وى محبوب بوده مكروه گردد، چنانچه عسل مكروه مىگردد نزد كسى كه
[١] -s a - به.
[٢] - بيش/a بيشتر.
[٣] - أمالي المفيد: ٧٨.
[٤] - فاطر: ٢٨.
[٥] -a + مىكشاند.
[٦] -a - و.
[٧] - نگر: شرح نهج البلاغة ١١: ١٩٢. الكافي ٢: ٦٨ ح ٥ و ٦. عدّة الداعي: ١٣٨.