ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٥ - فصل در طوايف مغروران
خود مىكنند و بِالحقيقة از خود اينها را مطالبه مىكنند و به تسويلات و تحسينات نفس قناعت نمىكنند.
و بعضى از مغروران اين گمان دارند كه حكمى كه در مجلس قضا بشود آن حكم در[١] ميانه خدا و بنده نيز به عنوانى است كه به ظاهر حكم شده، بنابر اين حيلهها در[٢] دفع حقوق مردم وضع كردهاند و بعضى الفاظ را تأويلهاى غلط كردهاند و به ظاهرها فريفته شدهاند و خطا كردهاند، مثل آنكه فتوا دادهاند كه زن هرگاه ابراء ذمّه شوهر را از مهر بكند شوهر در ميانه خود و ميانه[٣] خدا بريءُ الذّمّه مىشود و اين خطاست، بلكه گاه[٤] مىباشد كه شوهر بدى با زنش مىكند به حدّى كه از بدخويى كار را بر زن تنگ مىكند و از براى خلاصى مضطر به آن مىشود كه ابراء ذمّه شوهر را از مهر بكند تا از آن خلاص شود بدون[٥] آنكه خوشنود باشد، در قرآن مجيد وارد شده: «فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً»[٦] يعنى اگر به خوشنودى چيزى از مهر را ببخشند[٧] بخوريد. و خوشنودى باطن غير راضى بودن به دل است، زيرا كه گاه باشد كه دل اراده چيزى مىكند كه نفس به آن خوشنود نمىباشد، مثل [اينكه] آدمى به دل اراده حجامت مىكند امّا به نفس خوشنود نمىباشد. و خوشنودى نفس آن است كه بدون اضطرار ابراء ذمّه بكند. و همچنين اگر از كسى مالى را در حضور مردم طلب كند و آن كس شرم كند كه در[٨] حضور مردم چيزى ندهد و[٩] آرزوى آن كند كه كاشكى در خلوت از وى مىطلبيد[١٠] تا به وى نمىداد امّا چون از مذمّت مردم مىترسد مىدهد. و سؤال
[١] -a s - در.
[٢] - در/s a بر.
[٣] -a - ميانه.
[٤] - گاه/a گاهى.
[٥] - بدون/m بدان!
[٦] - نساء: ٤.
[٧] - ببخشند/a ببخشد.
[٨] -a - در.
[٩] -a s - و.
[١٠] - مىطلبيد/a مىطلبد.