ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٣ - فصل در طوايف مغروران
خود[١] مغرور شده گمان مىكند كه نزد خداى تعالى مرتبه عظيمى دارد و[٢] آن مقدار علم دارد كه خداى تعالى اين چنين عالمى را عذاب نخواهد كرد، بلكه قبول شفاعت او را در حقّ مردم خواهد كرد و او را مطالبه به گناهان نخواهد كرد از آن جهت كه نزد وى حرمت و عزّت دارد.
وبعضى از مغروران[٣] كسى است كه به خود مىبالد و گمان مىكند كه اخلاق مذمومه را ندارد و مرتبه او در[٤] نزد خدا بلندتر است از آن كه او را به اخلاق ذميمه مبتلا سازد بلكه عوامّ را به آنها مبتلا مىسازد. و هرگاه آثار تكبّر و رياست و طلب علوّ و شرف در وى ظاهر شود[٥] مىگويد كه: تكبّر نيست بلكه طلب عزّت دين و اظهار شرف علم و نصرت دين حقّ و سركوب مخالفان مىكنم. و هرگاه سخنان حسدآميز در حقّ امثال خود يا در حقّ كسى كه سخنى از[٦] آن را ردّ كرده بگويد گمان حسد به خود نمىبرد بلكه مىگويد: از براى حقّ به غضب درآمدهام و مطلب ردّ اهل باطل است در عداوت و ظلمى كه مىنمايند. و اگر سخن بدى در حقّ عالمى ديگر گفته شود آن مقدار به غضب درنمىآيد كه از براى خود به غضب درآمده، بلكه بسيار باشد كه خوشنود شود. و اگر ريا نمودن در خاطرش خطور كند مىگويد: حاشا كه من ريا نمايم! و غرض من از اظهار علم و عمل آن است كه مردم پيرو من شوند تا به دين خدا رهبر شوند و از عقاب خدا خلاصى يابند. و اين شخص مغرور تأمّل نمىكند در اين كه چرا خوشنود نمىشود در پيروى نمودن مردم به عالمى ديگر مانند خوشنودى كه از پيروى خود مىدارد. و اگر غرض وى صلاح مردم است بايست كه[٧] خوشنود شود
[١] -s + را.
[٢] -a s - و.
[٣] -s + را.
[٤] -a s - در.
[٥] - شود/s a مىشود.
[٦] -a - از.
[٧] - است بايست كه/a بايد.