ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٤ - فصل در طوايف مغروران
به صلاح مردم[١] در دست هركس كه باشد. و بسيار مىباشد كه متذكّر اين معنا مىشود و باز شيطان او را وانمىگذارد، بلكه مىگويد: هرگاه مردم به وساطت من مهتدى[٢] شوند من ثواب خواهم داشت و خوشنودى من از ثواب خداست نه به قول مردم. امّا اين گمانى است كه به خود مىدارد و خداى عزّ وجلّ بر باطن او مطّلع است و غرض او را مىداند.
و بعضى مشغول علم كلام و جدل نمودن در رأىها و ردّ بر مخالفان شده و اعتقادش آن است كه عملى بدون[٣] ايمان نمىباشد و ايمان صحيح نيست مگر به فرا گرفتن جدل متكلّمان و آنچه[٤] را دليل اعتقادات مىنامند. و گمانش[٥] اين است[٦] كه كسى به خدا و صفات خدا عارفتر از اين طايفه نيست و هركه اعتقاد به مذهب اينها نداشته باشد و علم اينها را فرا نگرفته ايمان ندارد، امّا هر طايفه از اهل جدل مردم را به طريقه خود دعوت مىكنند و در حديث نبوى وارد شده: هيچ قومى بعد از هدايت گمراه نشده مگر قومى كه طريق جدل را فرا گرفته و[٧] از عمل محروم شده باشد[٨]-[٩].
وبعضى از مغروران مشغول وعظ شدهاند و بلندمرتبهترين آنها كسى است كه سخن گويد در اخلاق نفس و صفات قلب از خوف و رجا و صبر و شكر]m .b ٦٦[ و امثال اينها. و گمان مىكند كه هرگاه اين سخنان را بگويد و مردم را به اينها دعوت كند خودش موصوف به اينها خواهد بود و حال آنكه در نزد خدا خالى است از آنها مگر قدر كمى كه عوامّ مسلمانان نيز مىدارند و جماعت زيركان در اين صفات امتحان
[١] -s - است بايست ... مردم.
[٢] - مهتدى/s مهدى!
[٣] - بدون/m بدان.
[٤] -s a + او.
[٥] - گمانش/a s كمالش!
[٦] -a - اين است.
[٧] -a s - و.
[٨] - باشد/s a باشند.
[٩] - مانند آن در منية المريد: ١٧١. مسند أحمد ٥: ٢٥٦. سنن الترمذي ٥: ٥٥.