ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٠ - باب پنجم در مذمت غرور
و خداى تعالى پرهيز مىفرمايد بنده خود را از دنيا و او را دوست مىدارد مثل آنكه شما بيمار را از طعام و شراب پرهيز مىفرماييد و حال آنكه آن بيمار را دوست مىداريد، چنانچه در حديث وارد شده.
و علاج اين غرور آن است كه علامات عزّت و خوارى دانسته شود يا به بصيرت و برهان و يا به تقليد و گمان، در قرآن مجيد وارد شده: «أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ* نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ»[١] يعنى آيا گمان مىكنند آنچه ما به ايشان دادهايم از مال و فرزندان خيرى است كه به زودى به ايشان رسانيدهايم؟ بلكه شعور ندارند كه اينها دليل بر حرمت و خيرخواهى ايشان نيست.
و نيز فرموده: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ»[٢] يعنى زود باشد كه ما ايشان را مهلت بدهيم[٣] و]m .b ٥٦[ از راهى ايشان را واگذاريم كه ندانند.
و نيز فرموده: «فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ»[٤] يعنى درهاى نعمتها را بر روى ايشان گشوديم تا آنكه هرگاه به نعمتها خوشنود گرديدند عذاب ما[٥] بر ايشان ناگهانى نازل مىشود، پس آنها خوار و بىچيز[٦] مىگردند.
و منشأ اين غرور جهل به خدا[٧] و به صفات خداست از براى آنكه هركه خدا را بشناسد[٨] از عذاب وى ايمن نمىشود و به امثال اين خيالات فريفته نمىشود. و نظر به حال فرعون و قارون[٩] و پادشاهان روى زمين مىكند كه چون خداى عزّ وجلّ در
[١] - مؤمنون: ٥٥ و ٥٦.
[٢] - اعراف: ١٨٢.
[٣] - بدهيم/a مىدهيم.
[٤] - انعام: ٤٤.
[٥] -a - ما.
[٦] - بىچيز/a بىخبر.
[٧] - غرور جهل به خدا/a دورى به خداى عزّ وجلّ.
[٨] - بشناسد/a شناسد.
[٩] - قارون/m قاران!