ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٧٩ - باب پنجم در مذمت غرور
خدا مرا بازگشتى باشد بستانى بهتر از اين[١] بستان خواهم[٢] داشت.
و اين قياسى است از قياسهاى شيطان؛ چرا كه ايشان ملاحظه نعمتهايى كه در دنيا دارند مىنمايند و نعمتهاى آخرت را بر اين قياس مىكنند و ملاحظه اين مىكنند[٣] كه در دنيا عذاب از ايشان پس افتاده، پس عذاب آخرت را به عذاب دنيا قياس مىكنند چنانچه در قرآن وارد شده: «وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ»[٤] يعنى با خود مىگفتند كه چرا به سبب آنچه مىگوييم خدا ما را عذاب نمىكند. و گاه مىبود كه نظر به مؤمنان مىكردند و[٥] ايشان را فقير و بىسر و پا و آشفته مىديدند، پس عيبِ ايشان را كرده[٦] آنها را حقير مىشمردند و مىگفتند: «أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا»[٧] يعنى آيا اينها در ميان ما برگزيده خداوندگارند؟! و مىگفتند: «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ»[٨] يعنى اگر ايمان خوب مىبود آنها سبقت بر ما به ايمان نمىگرفتند.
و ترتيب قياس ايشان اين است كه خداى عزّ وجلّ نعمتهاى دنيا را به ما احسان كرده و هركه[٩] احسان به كسى كند او را دوست مىدارد و هركه دوست است[١٠] در آينده نيز احسان خواهد كرد. و محلّ اشتباه در اين قياس آن است كه هر احسان كنندهاى دوست مىباشد، بلكه آن موضع است كه هر[١١] نعمت دنيا را احسان شمردهاند. و اين چنين كسى مغرور به خدا شده زيرا كه گمان برده كه در نزد خدا عزيز است. و اين دليل دلالت بر حرمت و عزّت نمىكند بلكه در نزد عُقلا دلالت بر خفّت و حقارت مىكند از براى آنكه نعمت دنيا و لذّتهاى آن مهلكند و بنده را از خدا دور مىسازند[١٢].
[١] -a - اين.
[٢] - خواهم/s خواهيم.
[٣] -a s - و ملاحظه اين مىكنند.
[٤] - مجادله: ٨.
[٥] -m - و.
[٦] -s + اند.
[٧] - انعام: ٥٣.
[٨] - احقاف: ١١.
[٩] -a s - به ما احسان كرده و هركه.
[١٠] - است/a اوست.
[١١] -s a - هر.
[١٢] - مىسازند/m مىسازد.