ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٧٤ - فصل در محبت جاه و مدح و ثناء
يا پريشانى نمىباشد. و ديگر حديثها كه وارد شده.
و محبّت مدح مثل محبّت جاه منقسم مىشود به حرام و مباح و نافع و ضارّ. و علاج آن مثل علاج محبّت جاه است و دانستن آنكه صفتى كه بدان مدحِ او شده اگر ندارد پس استهزاى به آن شده، و اگر دارد يا دنيوى است كه كمال وَهمى است و[١] يا اخروى است كه موقوف به خاتمه است.
و علاج كراهت از مذمّت آن است كه بداند كه به صفتى كه مذموم شده اگر آن موجود است او را به عيبهايى كه دارد آگاه]m .a ٤٦[ ساخته و بايد كه خوشحال شود و در ازاله آن كوشد. و اگر ندارد كفّاره گناهان آن مىشود و بايد كه شكر خدا را بكند و ترحّم بر آن كس نمايد كه خود را هلاك ساخته، چنانچه حضرت پيغمبر ٦ در هنگامى كه دندانِ پيش او را جماعت كفّار شكستند فرمودند: خداوندا! هدايت كن قوم مرا كه نادانند[٢].
و نيز آدمى خوشنود مىباشد از كسى كه مذمّت دشمن او را كند. و نفس او دشمن اوست، پس بايد كه هرگاه مذمّت دشمن خود را بشنود خوشنود شود و شكر كند كسى را كه مذمّت نفس او نموده و چون بر عيبهاى آن مطّلع شده اعتقاد نمايد به شعور و زيركى آن كس. و اين از براى آدمى مانند انتقامى است كه از خود كشد و غنيمتى است از براى او هرگاه به سبب مذمّت در نظر مردم بىاعتبار شود تا آنكه به فتنه جاه مبتلا نشود و[٣] هرگاه حاصل شود از براى وى حسناتى كه تعبى در تحصيل آنها نكشيده باشد، پس شايد كه اين تلافىِ عيبهايى باشد كه عاجز است از ازاله آنها.
و بدان كه علاج محبّتِ مدح و كراهتِ مذمّت آن است كه مذكور شد، امّا تحصيل اين مرتبه كه مذمّت كننده و مدح كننده در نزد كسى يكسان باشد در غايت صعوبت
[١] -a - و.
[٢] - مجمع البيان ٢: ٣٨٥- ٣٨٦.
[٣] -a - و.