ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٧٣ - فصل در محبت جاه و مدح و ثناء
مىسازد. و امّيدى كه به چيزها مىباشد از راه جاه برابرى با ترسى كه رو مىدهد نمىكند چه جاى آنچه در آخرت از وى فوت مىشود. و هركه بصيرتش ضعيف باشد بايد كه به اين علاج خود را بكند. و كسى كه بصيرتش نافذ و ايمانش قوى باشد هرگز ملتفت دنيا نمىشود. و آنچه گفتيم علاج محبّت جاه است از راه علم.
و امّا علاج آن از راه عملْ آن است كه اعتبار در دلها داشتن را ساقط سازد به اينكه انس به گمنامى بگيرد و قناعت كند به اعتبار داشتن در نزد خدا و از مردم كناره گيرد و به جايى رود كه كسى او را نشناسد؛ از براى آنكه كسى كه در شهر خود مشهور باشد و[١] در خانه خود بنشيند و به ميان مردم نرود خالى از آن نيست كه خواهد كه[٢] به سبب عزلت در دلهاى مردم وَقعى و مرتبهاى داشته باشد. و بسيار مىباشد كه گمان مىبرد كه محبّت به جاه ندارد و غلط مىباشد و از آن راه آرميده مىباشد كه آنچه دلش مىخواهد ميسّر شده. و اگر اعتقاد مردم به او تغييرى بيابد و مذمّت او را بكنند يا آنكه نسبت دهند به او چيزى كه لايق نباشد مضطرب شده متألّم خواهد گرديد. و بسيار باشد كه عذرها خواهد و سعى كند كه اين خيالات را از دل مردم بيرون برد. و بسيار باشد كه در معذرت خواستن محتاج به دروغ و تدليس شود و پروايى نكند. و از اين ظاهر مىشود كه محبّت به جاه و منزلت دارد. و مادام كه طمع به مردم داشته باشد ممكن نيست كه طلب اعتبار نكند و قطع طمع از مردم ميسّر نيست مگر به قناعت؛ پس هركه قناعت كند از مردم مستغنى خواهد بود[٣]. و هرگاه مستغنى[٤] شد[٥] دل او در خيال جاه نخواهد بود و در پيش او اعتبار در نزد مردم داشتن قدرى نخواهد داشت.
و بر جميع آنچه گفتيم در علاجِ جاه استعانت نمايد به احاديثى كه در مذمّت جاه و مدح گمنامى وارد شده، مثل حديثى كه وارد شده[٦]: مؤمن خالى از خوارى يا بيمارى
[١] -a - و.
[٢] -a s - كه.
[٣] - خواهد بود/a شده.
[٤] -s - خواهد بود و هرگاه مستغنى.
[٥] - شد/a شده.
[٦] -a + كه.