ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢١٠ - فصل در علاج عجب
صورتى كه به رأى و جهلِ خود عجب نمايد؛ زيراكه در اين حالت گوش به سخن عالم نمىكند بلكه گمان غلط به وى مىبرد، پس خداى عزّ وجلّ بلايى بر وى مسلّط كرده كه او را هلاك گرداند و جاهل گمان مىكند كه نعمتى است، و چون فرار نمايد از چيزى كه به اعتقاد وى[١] سبب سعادت اوست[٢]؟!
و في الجملة علاجى كه توان نمود آن است كه هميشه به[٣] رأى خود بىاعتقاد باشد و هرگز فريفته به آن نشود مگر رأيى كه مطابق و موافقِ قرآن و سنّت پيغمبر يا[٤] دليل عقلىِ صحيح جامع الشَّرائط باشد، و دلايل شرع و عقل و شرايط آنها را و مواضع غلط در آنها را نمىتوان دانست مگر به طبع كامل و عقل ثابت و سعى بسيار و طلب بىشمار و مداومت بر ملاحظه كتاب و سنّت و مُجالسَت با اهل علم در تمامى عمر و استفاده علوم، و با وجود اينها در بعضى امور ايمن از غلط نمىتوان بود.
و طريق درست از براى كسى كه تمام عمر را صرف تحصيل علم ننموده باشد آن است كه خوض در مذهبهاى مختلف نكند و گوش به آنها نيندازد و نشنود، بلكه اعتقاد نمايد به اينكه خداى عزّ وجلّ يكى است و شريكى ندارد و چيزى مثل و مانند او نيست و شنوا و بيناست، و اينكه پيغمبر او صادق است[٥] در هرچه خبر داده، و متابعت پيشوايان اهل بيت پيغمبر سلام اللَّه عليهم[٦] بكند، و ايمان بياورد به جميع آنچه در قرآن و سنّت پيغمبر وارد شده بدون بحث و تفتيش، و مشغول پرهيزكارى و اجتناب از معاصى و شفقت بر مسلمانان و ساير عملهاى پسنديده شود.
فصل [در علاج عجب]
چون علاج هر مرضى آن است كه در برابر سبب آن مرض ضدّ آن را به كار فرمايد
[١] - اعتقاد وى/a اعتقادى.
[٢] - اوست/s او راست.
[٣] - به/a بر.
[٤] - يا/a با.
[٥] -a + و!
[٦] - عليهم/m عليه.