ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٠٨ - فصل در آفات عجب
نعمتهاى خدا را بر وى از توفيق و قدرت دادن بر طاعت فراموش مىكند.
و هرگاه عجب به عملها به هم رسانيد از ديدن آفات آنها نابينا مىشود. و هركه تجسّس آفات عملها ننمايد بيشتر كارهاى او باطل خواهد بود از براى آنكه عملهاى ظاهرى هرگاه خالص و پاكيزه از آفات نباشد كم نفع مىبخشد. و كسى تجسّس مىكند كه ترس و هيبت بر وى غالب باشد نه آنكه عجب داشته باشد. و هركه عجب دارد مغرور به خود و به خداى مىباشد[١] و از مكر و عذاب الهى ايمن مىباشد. و گمان مىكند كه در نزد خداى تعالى منزلتى دارد و به عملهايى كه نعمتى است از نعمتهاى الهى و عطيّهاى است از عطاياى او منّتى و حقّى گمان مىكند كه بر خدا دارد.
و عُجب مىكشاند او را به آنكه[٢] مدح و ثناى خود كند و اظهار خوبى و پاكيزگى از معايب نمايد. و اگر چنانچه به رأى و علم و عقلْ عجب كند مانع مىشود او را از استفاده علم و طلب مشورت و سؤال كردن، و مستقل به خود و به رأى خود مىگردد و ننگ مىدارد از سؤال كردن از كسى كه دانشمندتر از اوست. و بسيار مىباشد كه عجب مىنمايد به رأى غلطى كه به خاطرش خطور نموده و خوشنود مىباشد كه اين چنين چيزى به خاطر او رسيده و خوشنود نمىشود به آنچه به خاطر ديگرى مىرسد و بر اين مُصرّ مىباشد و نصيحت ناصحى[٣] و وَعظ واعظى را نمىشنود، بلكه هرگاه نظر به ديگران مىكند ايشان را جاهل مىشمرد.
و اگر چنانچه خود را متّهم سازد و اعتماد به رأى خود نكند و تحصيل معرفت[٤] از نور قرآن بكند و استعانت از علماى دين بجويد و مواظبت كند بر درس خواندن و سؤال از دانشمندان نمودن البتّه اين طريقه او را به حقّ مىرساند. و اينها كه گفته شد و امثال آنها از آفات عجب است و از اين جهت است كه از مهلكات است.
[١] - مىباشد/a نمىباشد!
[٢] - آنكه/s a اينكه.
[٣] -s + را.
[٤] - معرفت/a s معرفتى.