ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٠٩ - فصل در اعجاب به اسباب تكبر
و از عظيمترين آفات]m .a ٩٤[ آنكه سست و كاهل مىشود در تحصيل سعادت از آن راه كه گمان مىكند كه به هر كمالى[١] فايز شده و مستغنى است و[٢] اين البته هلاك صريحى است[٣] كه شبههاى در[٤] آن نيست.
فصل [در اعجاب به اسباب تكبر]
بدان كه گاه مىباشد كه عُجب آدمى به اسبابى مىباشد كه به آن تكبّر مىكند و علاجش آن است كه در مبحث تكبّر مذكور شد.
و گاه عجب به غير از اسباب تكبّر مىباشد مانند عجب داشتن به رأى غلطى كه از راه جهل زينتى از براى صاحبش داده مىشود. و از اين نوع عجبْ حضرت پيغمبر ٦ خبر داده كه بر مردمانِ آخر الزَّمان غالب خواهد شد. و هر امّتى از امّتها وقتى كه فرقههاى بسيار مىشدند[٥] به سبب عجب به رأى هلاك شدند و هر طايفهاى خوشنود مىباشند[٦] به طريقهاى كه مىدارند. و جميع اهل بدعتها و گمراهى از راه عجب به رأيها[٧] مُصرّ بر آن بدعت و گمراهى مىباشند.
و عجب به رأى عبارت است از آنچه ميل نفسانى و شبههها آدمى را به رأيى مىكشاند و گمان مىبرد كه حقّ است. و علاج اين نوع عجب دشوارتر از ساير عجبهاست از براى آنكه صاحب رأىِ غلط جاهل مىباشد[٨] به غلط خود و اگر داند كه غلط است ترك آن را خواهد نمود. و مرضى را كه آدمى نداند علاج آن را نمىكند.
و عالم مىتواند[٩] كه ظاهر سازد جهلِ جاهل را و او را از جهل بيرون آورد مگر در
[١] - كمالى/s گمانى!
[٢] -a - و.
[٣] - صريحى است/a s صريح است.
[٤] -a + سر.
[٥] - مىشدند/a s مىشوند.
[٦] - مىباشند/a مىباشد.
[٧] - به رأيها/m بر اينها!
[٨] - مىباشد/a است.
[٩] - مىتواند/s مىتوان.