ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٠٧ - فصل در آفات عجب
خود نمايد از راه راست منحرف شده و از براى خود ادّعا نموده چيزى را كه او را[١] نمىسزد و مالك آن نيست. و هركه دعواىِ ناحقّ كند كاذب است اگرچه دعوايش[٢] نفسانى و پنهانى باشد و عمر دراز داشته باشد و خداى عزّ وجلّ او را مهلتى داده[٣] باشد؛ زيرا كه اوّل چيزى كه به صاحب عجب مىرسد آن است كه سلب مىشود از وى آن چيزى[٤] كه به آن مىبالد تا بداند كه عاجز و فقير است. و شاهد شود بر خود تا حجّت بر وى محكمتر شود چنانچه با شيطان لعين واقع شد[٥].
و عجب گياهى است[٦] كه دانه آن كفر است و زمينش نفاق است و آبش سركشى و شاخهاش جهل است و برگهاش گمراهى است و ميوهاش لعنت است و هميشه در جهنّم بودن، پس هركه اختيار عجب نمايد تخم كفر را افشانده و نفاق را كاشته و ناچار ثمره آن را برخواهد داشت[٧].
فصل [در آفات عُجب]
بدان كه آفات عُجب بسيار است: يكى آنكه دعوت به كبر مىكند از براى آنكه يكى از اسبابِ كبرْ عجب است چنانچه اشاره به اين شد[٨].
و از جمله آفات آن است كه منجر به فراموش ساختن گناهان مىشود و آنچه را متذكّر شود حقير مىشمرد و عظيم نمىيابد، پس سعى در تدارك و تلافى آن نمىكند بلكه گمان مىكند كه آنها آمرزيده خواهند[٩] شد. و امّا عبادات را عظيم مىشمرد و به آن شعف مىدارد و منّت مىگذارد[١٠] بر خداى عزّ وجلّ به سبب اتيان بر آنها، و
[١] -a s - را.
[٢] - دعوايش/m دعواش.
[٣] - داده/a داشته.
[٤] - چيزى/a s چيز.
[٥] - شد/s a شده.
[٦] - گياهى است/a گناهى است!
[٧] - مصباح الشريعة: ٨١.
[٨] - شد/m شده.
[٩] - خواهند/a s خواهد.
[١٠] -a + و!