مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - ایراد سوم
میشوند. حال، وقتی که مرکبی از ترکیب عناصر پیدا میشود چه حالتی رخ میدهد؟ آیا استحاله است؟ استکمال است؟ و یا شق سومی؟ فرض کنید که به همان حساب قدما آب و خاک و هوا و آتش در یک جا جمع شوند و طلا درست شود، آهن درست شود، ماده گیاهی درست شود. این مرکبی که ما الآن داریم، مثلًا درختی که الآن داریم از عناصر مختلفی تشکیل شده، عناصر مختلفی ترکیب شدهاند تا این درخت بهوجود آمده است. سؤال این است که این عناصر الآن در چه حالی هستند؟
آیا در عین حفظ صورت خود صورت جدیدی را پذیرفتهاند؟ آیا صورتِ فوق صورت به خود گرفتهاند؟ آیا در این درخت، هم صورت آبی و صورت هوائی و صورت آتشی و صورت خاکی وجود دارد و هم یک صورت درخت که همان نفس نامیه درخت است بر این صورتها عارض شده است و آن صورتها به حال خود باقی هستند؟ [یک فرض این است که صورت آن عناصر باقی است.]
فرض دیگر این است که در هنگام ترکیب، آن صورتها زایل میشوند و الآن دیگر نه آبی وجود دارد، نه خاکی، نه آتشی و نه هوایی؛ صورتهای عنصری و طبیعتهای عنصری زایل شده و صورت مرکب به جای آنها نشسته است. بنا بر فرض دوم ماده عناصر در بدن ما وجود دارد نه خود عناصر. خودِ عناصر، یعنی صورت و طبیعت عناصر و آنکه منشأ اثر در عناصر است، زایل شده و به جای آن یک صورت جدید آمده است. کدامیک از این دو نظریه [صحیح] است؟ قدر مسلم این است که میگویند [بر اثر این ترکیب] «مزاج» پیدا میشود. در حصول مزاج کسی تردید ندارد. مزاج یعنی چه؟ یعنی وقتی عناصر با یکدیگر ترکیب میشوند، در یکدیگر تأثیر میکنند و از همدیگر متأثر میشوند، این مقداری از اثر خودش را به او میدهد و او مقداری از اثر خودش را به این میدهد، در نتیجه نوعی تعادل و توسط برقرار میشود. فلان عنصر دارای طبیعت حارّ است، عنصر دیگر طبیعت بارد دارد. در هنگام ترکیب، عنصر بارد از برودت خودش به او میدهد و او را متبرد میکند و حار هم بارد را متسخّن میکند. در نتیجه مثل دو آب گرم و سردی که چون به همدیگر برسند این از حرارتش به او میدهد و آن از برودتش به این میدهد و آب ولرم بهوجود میآید، عناصر نیز وقتی با یکدیگر ترکیب شوند یک مزاج متوسط بهوجود میآید. اصلًا مزاج به معنای کیفیت متوسطِ