مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩ - « وجود مطلق » در اصطلاح امروز
است، معنایش این است که در همه حال و در همه شرایط و در همه زمانها و مکانها و بر هر تقدیر او موجود است. اما اگر بگوییم نسبی است، معنایش این نیست که در همه زمانها و در همه شرایط و در همه احوال و در همه مکانها موجود است، بلکه در این زمان موجود است و در زمان دیگر معدوم، یا در این مکان موجود است و در مکان دیگر معدوم، در این شرایط موجود است و در شرایط دیگر معدوم. امروز هم مقصودشان از «شرایط» همین شرایط زمانی و شرایط طبیعی و مانند آن است؛ یعنی هر موجودی را که در نظر بگیرید وجودش بلاشرط از زمان و مکان و از شرایط زمانی و مکانی نیست، موجود است به شرط وجود شئ دیگر، و معدوم است با عدم آن شرط. وجود نسبی یعنی موجود است نسبت به این زمان و در این زمان و معدوم است در زمان دیگر، موجود است در این مکان و معدوم است در مکان دیگر.
پس در اصطلاح امروزیها مطلق در مقابل نسبی است، و در اصطلاح قدمای ما مطلق در مقابل ماهیت داشتن است.
ممکن است شما در اینجا بپرسید که چه نسبتی است میان این دو مطلق؟ آیا این دو اصطلاح دو حرف مستقل از یکدیگر است؟ یا اینکه اینها به یکدیگر برمیگردند؟ یا یکی مفهومش از دیگری وسیعتر است؟ «مطلق» در اصطلاح قدما اعم است از «مطلق» در اصطلاح امروزیها، زیرا هر وجودی را که اینها «نسبی» میگویند ناچار یک امر ماهیت دار است و نمیتواند وجود محض باشد، ذات متصف بهوجود است؛ و همچنین همه اموری که به این معنا نسبی نیست و مطلق میباشد خود بر دو قسم است: ممکن است ماهیت داشته باشد و ممکن است ماهیت نداشته باشد؛ یعنی یک شئ مطلق- به معنای امروزیها- در همه زمانها موجود است و در همه مکانها موجود است و مشروط به هیچ شرطی از این شرایط نیست ولی ممکن است که در عین حال ذیماهیت باشد. بنا بر عقیده امروزیها عقول مجرده وجودشان نسبی نیست و مطلق است. اما بنا بر عقیده قدما وجود آنها مطلق نیست زیرا دارای ماهیت هستند، یعنی آنها هم ذات متصف بهوجودند. پس «غیر مطلق» به اصطلاح قدما بر دو قسم است: هم مطلق به اصطلاح امروزیها را شامل میشود و هم آنچه را که امروز «نسبی» مینامند.
آنچه که امروز میگویند همه چیز نسبی است، نه تنها میخواهند واجبالوجود را نفی کنند، بلکه هر موجود غیر زمانی و غیر مکانی را نفی میکنند؛ یعنی اینها تمام