مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - غایات و کمالات جوهری و عرضی
به جبلّت خودش به سوی آن در حرکت است. اگر غیر از این باشد ما به آن کمال نمیگوییم اگر چه طبیعت استعداد آن را داشته باشد.
علاوه بر اینکه جبلّت ذاتی طبیعت باید به سوی کمال حرکت کند، از جمله خصلتهای دیگری که برای غایت یا کمال هست این است که اموری که طبیعت به جبلّت ذاتی خودش به سوی آنها در حرکت است، کافی است که مانع را از سر راه حرکتش برداریم تا او خود حرکت را انجام دهد. اگر مانع و عایقی در میان باشد طبیعت کارش را انجام نمیدهد، ولی همینقدر که مانع برداشته شد او کارش را انجام میدهد. این برخلاف اموری است که در جبلّت طبیعت نیست. در آن موارد، نبودن مانع کافی نیست زیرا حرکت این طبیعت از درون خودش سرچشمه نمیگیرد. لهذا میگویند حرکت بر دو قسم است: طبعی و قسری. حرکت طبعی حرکتی است که اگر طبیعت را به خود واگذاریم و همه موانع را از جلو او برداریم نیازی به عامل بیرونی برای حرکت ندارد، از درون خودش این حرکت را ایجاد میکند. در قدیم که هنوز قوه جاذبه را کشف نکرده بودند اینجور فکر میکردند، میگفتند اگر ما سنگی را از بالا رها کنیم و مانعی هم سر راه آن نباشد، یعنی جسمی سنگینتر و محکمتر از خودش سر راه نباشد، این سنگ به طبیعت خودش به سوی پایین میآید و طبیعتش آن را به پایین میکشاند. حرکت قسری اینچنین نیست، عدم مانع برای این حرکت کافی نیست، بلکه یک عاملی از بیرون باید بیاید وآن را به سوی آن هدف بکشاند. پس، از جمله خصوصیات حرکت استکمالی این است که نبودن عوایق و موانع کافی است که طبیعت حرکت خودش را به سوی آن کمال و غایت انجام دهد، و به همین جهت هم حرکت گفته میشود، یعنی طبیعت تدریجاً میکوشد که خودش را به آن غایت برساند.
غایات و کمالات جوهری و عرضی
قهراً در اینجا یک مطلب خیلی مهمی طرح میشود اگر چه آنها این مطلب را در اینجا مطرح نمیکنند. آن مطلب مهم این است که آیا غایات طبیعت همیشه غایات عرضی است؟ آیا کمالاتی که طبیعت آنها را جستجو میکند کمالات عرضی است؟
البته همه اعراضِ طبیعت کمالات نیستند، ولی آیا آنچه که از نوع کمال است و طبیعت آن را جستجو میکند و جبلّتاً به سوی آن در حرکت است همه از اعراض