مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - شرح و توضیح متن
سلوک لابشرط است.]
عرض کردیم که استکمال نیز خود بر دو نوع است. شیخ میبیند که ارسطو یک نوعش را گفته که همان استکمال تدریجی است و استکمال دفعی را نگفته است.
گفتیم که استکمال تدریجی هم دو نوع است، که ارسطو فقط یک نوع این را هم ذکر کرده است. در استکمال تدریجی یک وقت هست که شئ در حال سلوک است و اصلًا آن متکون منه اسم است برای شئ در حالی که به سوی کمال میرود. ولی گاهی در عین حال که متکون منه به سوی کائن سلوک میکند اما این سلوک لازمه ذاتی متکون منه نیست. مثلًا یک وقت میگویید «کان من الصبی رجل» و یک وقت میگویید «کان من المنی رجل». در هر دو استکمال هست و هر دو هم استکمال تدریجی است. ولی استکمال تدریجی در صبی با استکمال تدریجی در منی فرق دارد. صبی اسم است از برای شئ در حال سلوک. صبی را از آن جهت «صبی» میگویند که به معنی موجود در حال بزرگ شدن است. اما منی به عقیده اینها فی حد ذاته موجودی جامد است نه یک موجود نامی. صبی فی حد ذاته یک موجود نامی است که در حال بزرگ شدن است، ولی منی یک موجود جامدی است که اگر شرایط خارجی اقتضا کند تبدیل به رجل میشود و الا خودش در حال سلوک نیست. این قسم را هم ارسطو نگفته است.
فقد ترک المعلم الاول من الاقسام ما کان استکمالا، و کان الکون منه غیر منسوب الی الحرکة نحو الاستکمال.
ایراد دیگر:
و ایضاً فإنه لیس کل خروج عن استعداد صرف إلی فعل استکمالا، فإنّ النفس تعتقد الرأی الخطأ فیخرج إلی الفعل فیه منالقوة، و یکون لیس علی سبیل الاستکمال، و لا أیضاً علی سبیل الاستحالة.
گفتند که ارسطو دو قسم را گفته است: استحاله و استکمال، و حال آنکه قسم سومی هم داریم که نه استحاله است و نه استکمال. «استحاله» زوال صورت اول و