مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - ایراد اول
سبیل الاستحالة» یعنی اینکه یک شئ که مجموعی از ماده و صورت است صورتش زایل شود و ضد آن صورت بر آن ماده حائل گردد. این را اصطلاحاً «استحاله» میگویند، یعنی از حالی به حالی در آمدن، از حالی به ضد آن حال در آمدن. مثل آن تعبیری که قدمای ما داشتند و معتقد بودند که آب به هوا تبدیل میشود و هوا به آب.
میگفتند که آب دارای مادهای و صورتی است؛ در تبدیل آب به هوا صورت آب زایل میشود و بر ماده آب صورت هوایی عارض میگردد. برعکس آن نیز صادق است؛ هوا که دارای صورت هوایی است، این صورت را از دست میدهد و صورت آب یا صورت آتش یا صورتی دیگر عارض آن میشود. پس این که «کون شیء من شیء» علی سبیل الاستحاله است یعنی علی سبیل زوال جزئی از شئ و حلول ضد آن جزء بر آن شئ است.
نوع دیگری از «کون شیء من شیء» که ارسطو گفته علی سبیل الاستکمال است، نه علی سبیل الاستحاله. پیدا شدن چیزی از چیزی به معنای پیداشدن کمالی برای او، نه به معنای اینکه چیزی از متکوّنٌ منه زایل شود تا چیز دیگر پیدا گردد. در اینجا بدون اینکه چیزی زایل شود آن چیز دیگر پیدا شده است. مثل کون الرجل من الصبی. میگوییم: «یصیرالماء هواءً» و نیز میگوییم: «یصیرالصبی رجلًا». جمله «یصیرالماء هواءً» به این معناست که یزول عنه المائیة و یعرضه الهوائیة. اما جمله «یصیرالصبی رجلًا» به این معنا نیست که یزول عنه شئ لیعرضه الرجلیة، بل یزول عنه النقص والعدم؛ چیزی که از او زایل میشود همان نقص و عدم است، و در واقع هیچ امر وجودی از او زایل نمیشود. این را میگوییم «کون شیء من شیء علی سبیل الاستکمال» و اولی را میگوییم «کون شیء من شیء علی سبیل الاستحالة».
این بیان ارسطوست.
ایرادهای وارده بر بیان ارسطو
بر این بیان ایرادهایی گرفتهاند، از جمله:
ایراد اول
اولًا گفتهاند که این تقسیم مستوفی نیست و همه اقسام را ذکر نکرده است.
چطور؟ برای اینکه آن قسمی که علی سبیل الاستکمال است خودش بر دو قسم است