مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - تشابه ماده اولی با حرف
این تخممرغ هم مادهای دارد که مرغ دیگر است، و این باید متناهی باشد. نه، این محل بحث فلاسفه نیست. شیخ از اول عنوان میکند که بعدیت محض از محل بحث ما خارج است. حرف فلاسفه این است که این شئ که الآن ماده و صورتی دارد، ممکن است که ماده آن هم مرکب از ماده و صورتی باشد و ماده این هم مرکب از ماده و صورتی باشد و به همین ترتیب پیش برود. اگر هزار ترکیب هم اینجا وجود داشته باشد و در طول یکدیگر پیش برود، در نهایت امر باید به ماده محضی برسد که آن ماده محض هیچ صورتی ندارد. بحث تناهی علل مادی از نظر فلاسفه متوجه چنین حرفی است. بیان اینها را نباید با حرف آنها اشتباه کرد و گفت که آنها چنین حرفی را میخواهند بزنند؛ نه، آنها منظورشان این نیست.
شیخ میگوید در مورد صبی و رجل مطلب روشن است. معلوم است که صبی صورتی دارد و مادهای، مادهاش هم صورتی و مادهای دارد، ولی الآن در آنِ واحد صورتهای غیرمتناهی و مواد غیرمتناهی وجود ندارد. در این مورد بحثی نیست.
سراغ نوع دوم که تبدیل آب به هوا بود میآییم. ممکن است که کسی بگوید اینجا چنین نیست، زیرا اینجا نظیر مرغ و تخممرغ میشود. این [هوا] اول [آب] بوده، یعنی ماده آن قبلًا صورت آب داشته، قبل از آن آب هم هوا بوده و قبل از هوا هم آب بوده؛ اینجا چه میگویید؟ جواب میدهیم این مادهای که شما گفتید، ماده شخصی میشود. این اشتباه است که بگویید این هوا اول آب بوده است. نه، آبی بودن ماده هوا معدوم شد، این مادهای است که ضمن آب هم بود؛ به صورت آن کار نداریم، ما فقط به همین ماده نگاه میکنیم که ببینیم این ماده آیا مادهای هم دارد یا نه، و باز ماده آن هم آیا مادهای دارد یا نه؟ ما نباید دنبال این برویم که این آب از یک هوا پیدا شده و آن هوا از یک آب دیگر و آن آب از هوای دیگر. امور شخصی به این معنا، و این صورتهایی که متبادر میشوند هیچکدام علت یکدیگر نیستند. فقط همان ماده علت مادی است و آن هم متناهی میباشد.
اینها مطالب این فصل است، تا اول فصل بعد که در آینده فصل بعد را شروع میکنیم.