مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٦ - شر بالعرض مقضی بالذات است و شر بالذات مقضی بالعرض
شریت اخلاق و اعتقادات فاسده
گفتیم که شرور بهمعنای فقدانات و اعدام است. اما در میان شرور اموری داریم که وجودی هستند ولی این امور از آن جهت شرند که مستلزم امر عدمی هستند و موجب امر عدمی میشوند. حتی شر بودن اخلاق فاسد و اعتقادات فاسد نیز به این معنی نیست که اینها امور عدمی هستند؛ اموری وجودی هستند ولی به اعتبار اینکه منشأ یک سلسله اعدام هستند شر میباشند. درست توجه بفرمایید: در شروری که خودشان عدمند، این جور گفتیم که اینها بالذات شرند ولی بالعرض موجودند؛ بالذات شرند و معدوم، ولی بالعرض موجودند. چون بالذات معدومند و بالعرض موجود، پس معنای مقدّر بودن اینها لامقدّر بودن ضدشان است، لامقدّر بودن ملکه اینهاست. پس این جور مقدر بودن منتهی میشود به لامقدر بودن آن ملکهها.
شر بالعرض مقضی بالذات است و شر بالذات مقضی بالعرض
نوع دوم شر، موجود بالذات است نه بالعرض، ولی شر بالعرض است. موجود بالذات است یعنی خودش واقعیت است. پس چرا شر بالعرض است؟ چون خودش