مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨١ - اشکال دیگر تغییرات تدریجی عالم و تصادفی بودن نظم
تسبیح را بردارد، اگر از روی شعور و آگاهی باشد و انتخاب کند، در همان بار اول دستش را روی همان شماره ١ میگذارد. ولی اگر شعور و آگاهی نداشته باشد و یا کور باشد، آن وقت نسبتش با همه این صد تا علیالسویه است و دستش را ممکن است روی هر یک از آن صد شماره بگذارد. احتمال انتخاب شماره ١ یک احتمال است از صد احتمال. احتمال آن ضعیف است، ولی البته احتمالش هست. بعد از انتخاب ١، برای بار دوم دست میبرد که شماره ٢ را بردارد. در میان ٩٩ دانه یک احتمال از ٩٩ احتمال هست که دانه ٢ را بردارد. حال اگر بخواهد ٢ پشت سر ١ برداشته شود، احتمال آن به صورت یک نودونهم از یک صدم در میآید؛ یعنی یک نه هزار و نهصدم احتمال دارد که ١ و ٢ پشت سر هم قرار بگیرند. اگر باز به همین ترتیب جلو برود و بخواهد سومین شماره را بردارد، احتمال آن یک نودوهشتم ضرب در یک نههزار و نهصدم میشود. اگر بخواهد چهارمین شماره را بردارد احتمال آن حاصل ضرب قبلی ضرب در یک نود وهفتم میباشد. به همین ترتیب که جلو برویم احتمالات به شکلی درمیآید که مخرج کسر آنقدر زیاد میشود و احتمال آنقدر ضعیف میگردد که ذهن انسان تحقق آن احتمال را دیگر قبول نمیکند.
خیلی چیزها داریم که نمیتوانیم برهان ریاضی بر نبودن آن اقامه کنیم ولی ذهن هم احتمال بودنش را نمیتواند قبول کند. مثلا کسی نمیتواند قبول کند که یک شخصی که اصلا سواد و معلومات ندارد و قصد هم نکرده، نامهای یا کتابی بنویسد.
یک آدم بیسواد که میتواند قلم به دست بگیرد و خط بکشد، یک خط راست بکشد و بشود «الف»، یک نیم دایره بکشد و اول آن را کمی گرد کند بشود «واو»، یک الف خمیده بکشد و بشود «دال»، یک چنین کاری از یک آدم بیسواد بر میآید؛ آیا میتوانیم بگوییم که یک چنین شخصی همین جور کورکورانه خط کشید و بعد یک نامهای در آمده که از اول تا آخر نامه همه دارای معنی و مقصد است؟ اول احوالپرسی کرده، بعد اسم بچههای خودش را برده و بعد شرح حال خودش را گفته است. احتمال تحقق چنین چیزی یک احتمالی است که دیگر هیچ عقلی آن را نمیپذیرد.
این در وقتی [است] که فقط یک بار بخواهد صورت بگیرد؛ یعنی اگر هر کدام از این صد دانه تسبیح را یک بار بتواند بردارد و بعد از صد بار برداشتن رشته تسبیح درست شود و به همان ترتیبی که مطلوب بوده از ١ تا ١٠٠ ترتیب شود، احتمال آن