مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٥ - هیوم، فیلسوف حسی دوران اخیر
هست. خواه رابطه مصنوعی از قبیل روابط بشری باشد و خواه رابطه ذاتی و طبیعی آنچنانکه حکما میگویند؛ به هر حال چیزی هست. از این راه که نظام جهان نظام حکیمانه است و میان اشیاء و غایاتشان رابطه برقرار است، استدلال میکنند بر وجود خالق و بر این امر که عالم طبیعت به خود واگذاشته نیست. اگر عالم طبیعت ماورائی نمیداشت این نظام را به خود نگرفته بود.
هیوم، فیلسوف حسی دوران اخیر
در دو قرن پیش، یعنی حدود دویست سال پیش، کتابی از طرف هیوم، فیلسوف حسی معروف انگلیسی که ضمناً شکاک هم هست، منتشر شد [١]. او اصولی را پیشنهاد و طرح کرد که این اصول، هم در فلسفه و هم در مسائل دینی منتهی به شک میشد. خودش هم در نهایت امر جز شک چیز دیگری را اختیار نکرد، یعنی شک را منکر نبود. هیوم اصرار داشت به این که هم حرفهای فلاسفه و هم بالاخص حرفهای کلیسائیون را نقد کند. در مسائل فلسفی اساساً به این نکته تکیه کرد که انسان جز از طرق کانال حواس راهی برای دریافت عالم خارج ندارد. قبل از او هم این حرف را گفته بودند ولی نه به این شدت؛ و گفت این که بعضی فیلسوفان خیال کردهاند که انسان از غیر طریق حواس هم چیزهایی را درک میکند، اساساً بیمعنی است؛ و حتی سخن آنهایی را هم که فقط حواس را مبدأ شناختهاند ولی برای عقل یک قدرت دیگری قائل شدهاند که عقل میتواند از همین صور محسوسه و جزئیه صور کلیهای در درون خود بسازد، انکار کرد؛ گفت عقل هیچ کاری نمیکند، عقل فقط روی همان تصورات حسی کم و بیش عمل میکند، تجزیه میکند، ترکیب میکند؛ یعنی او حتی به اصل تعمیم هم قائل نشد. قدما میان محسوس و متخیل و معقول فرق گذاشته بودند. او فقط گفت آنچه که انسان ادراک میکند که بعضی را «محسوس» میگوییم و بعضی را «معقول»، معقول چیزی جز همان محسوسی که انسان کمی با آن فاصله گرفته و کم رنگتر شده است نیست. میگویند او این مثال را ذکر میکرده است که انسان وقتی روی یک خاک نرمی قدم برمیدارد اثری از
[١]. میگویند هیوم در سال ١٧٧٦ فوت کرده است. الآن سال ١٩٧٧ است؛ یعنی تقریباً دویست سال پیش.