مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤١ - بیان مرحوم علامه در معنی « حکمت » ذیل سوره انبیاء
به بیان ما، این همان مسألهای است که همیشه در قرآن و غیر قرآن تکرار میشود:«بَدیعُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ» [١] و در نهجالبلاغه آمده است:
«خَلَقَ مِنْ غَیرِ مِثالٍ»
[٢] خلقت الهی بر مثال یک شئ دیگر نیست، منطبق بر یک امر دیگر نیست. هر چیز دیگری منطبق بر فعل اوست. حکمتِ کار انسان به این است که بر واقعیت که همان فعل خداوند است منطبق شود. ولی برای فعل خداوند یک واقعیتی ماورای آن وجود ندارد که بگوییم خداوند اول آن را دریافت کرد و دریافت خداوند مطابق با آن واقعیتِ مقدم بر فعل خودش باشد و فعلش مطابق با آن دریافتِ کامل باشد، بلکه نفس فعل او مناط همه حکمتهاست.
بعد علامه مثالی ذکر میکنند که آن مسأله صدق و کذب است: سخن ما یا صادق است و یا کاذب؛ یعنی اگر مطابق با واقع عینی باشد صادق است، و اگر مخالف باشد کاذب است. ولی آیا واقعیت خارجی را میشود گفت که صادق است یا کاذب؟
واقعیت خارجی آن چیزی است که مناط صدق و کذب است. هر چیزی بخواهد صادق باشد به معیار او صادق است، و هر چیزی بخواهد کاذب باشد به معیار او کاذب است؛ اگر مطابق با او باشد صادق است و اگر مخالف با او باشد کاذب است.
بنابراین چنین باید گفت که فعلُه نفسُ الحکمة، یعنی الحکمةُ ینتزع من ذاتِ فعلِه.
حکمت برای فعل دیگران از آنجا انتزاع میشود که منطبق با نظام عالم باشد. آن وقت میتوانیم یک طبیب را حاذق و حکیم بدانیم که معالجاتش منطبق بر نظام عینی و واقعی باشد، بدن را آنچنانکه هست بشناسد، بیماریها را آنچنانکه هست بشناسد، داروها و خصلت داروها را آنچنانکه هست بشناسد. بعد از اینکه همه این دریافتها صحیح بود و عملش منطبق بر همین دریافتها شد، فعل او حکیمانه میشود.
پس میتوانیم بگوییم «لایسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْئَلونَ» یعنی سؤال از فعل حق معنی ندارد، چون فعل او مناط حکمت است، در حالی که سؤال از حکمت در فعل دیگران این است که آیا فعل آنها منطبق بر نظام عینی و نظام خلقت هست یا نیست؟ در واقع سؤال از حکمت و سؤال از «لِمَ»، سؤال از انطباق است. ولی در جایی که
[١]. بقره/ ١١٧.[٢]. در خطبه ١٨٦ نهجالبلاغه صبحی صالح آمده است: «خَلَقَالْخَلائِقَ عَلی غَیرِ مِثالٍ». در دعای عرفه امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه نیز آمده است: «الَّذی أَنْشَأْتَ الْاشْیاءَ مِنْ غَیرِ سِنْخٍ وَ صَوَّرْتَ ما صَوَّرْتَ مِنْ غَیرِ مِثالٍ.»]