مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - نقد بیان مرحوم حاجی سبزواری
اگر چنین باشد مجموع [بدون طرف نیست] و علت آن واضح است. این مجموع از یک طرف علت برای اخیر است و از طرف دیگر معلول است برای آحاد خودش.
وقتی مجموع معلول آحاد خودش باشد این وسطی است که طرف هم دارد. یک طرف این وسط معلول اخیر است و طرف دیگرش هم آحاد خودش میباشد.
بنابراین از کجا وسط بلا طرف لازم میآید؟ اصلًا مجموع وجود حقیقی ندارد و وجودش اعتباری است. بنابراین غلط است که از اول مطلب را به صورت مجموع بیاوریم و بگوییم که این مجموع معلول آحاد است؛ و درست نیست که بگوییم مجموع، علت معلول اخیر است. معلول اخیر معلول علت ماقبل خود است، و آن هم معلول ماقبل خود، و آن هم به همین ترتیب.
اگر هم بخواهیم میتوانیم بگوییم معلول اخیر معلول جمیع آن علتهاست، نه معلول مجموع است؛ یعنی معلول جمیع آن آحاد است؛ معلولِ خود آحاد است، نه معلول مجموعی که آن را از آحاد انتراع میکنیم.
پس مرحوم حاجی حکم را روی مجموع میآورد. میان آحاد و مجموع فرق است. اگر ما در اینجا دهنفر هستیم، ذهن دو اعتبار میکند، و الّا دو واقعیت نیست.
یک وقت آحاد را بدون اینکه جمع بودن آن را اعتبار کند در نظر میگیرد و اعتبار میکند، و همه را در کنار یکدیگر میبیند. یک وقت هم ذهن میآید و جمع را اعتبار میکند؛ یعنی این افراد را که واقعاً در خارج مرکب نیستند و آحادی جدا از یکدیگرند، در عالم اعتبار خودش به اینها یک صورت واقعی میدهد و یک وحدت به اینها میدهد که هر فردی جزء آن کل میشود، و آن وقت مجموع را یک کل اعتبار میکند؛ آن وقت در مورد مجموع حکم میکند، نه در مورد این فرد یا آن فرد، در مورد مجموع من حیثالمجموع؛ یعنی ذهن این آحاد را به منزله یک ماده اعتبار میکند و در عالم اعتبار خودش یک صورت وحدت به آنها میدهد و این مجموع میشود. ولی این در عالم ذهن است. در عالم واقع دو چیز وجود ندارد:
آحاد و مجموع، آحادی به صورت اشیاء مستقل و آحادی به صورت یک مجموعه موادی که صورت وحدتی به آنها دادهایم. در عالم خارج چنین چیزی وجود ندارد، اینها اعتبارات ذهن است. ذهن برای مجموع وجودی اعتبار میکند. بعد از اعتبار، این حرفها درست است و میتوان پرسید که این مجموع معلول چیست؟ میگوییم معلول اجزای خودش است. مثل اینکه میگوییم جزء علت کل است. اگر جزء و