مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - تأثیر آراء متکلمین در فلسفه اسلامی
میبینیم در یک موجودی که از دو جنبه نقص و کمال آمیخته است، چنین معنایی از ذیغرضبودن و حکیم بودن پیدا میشود. در یک موجود که از یک جنبه ناقص است و از یک جنبه دارای کمال است، حکمت به همان معنای غرض داشتن فاعل است.
بیان دیگری از نظر فلاسفه در حکمت خداوند
ولی مسأله دیگری هم هست و آن مسأله این است که حکیم بودن به معنی غرض فعل داشتن هم میباشد و این مسأله مهمی است و چنانکه ما با قرائن به دست آوردهایم فرق میان غرض فاعل و غرض فعل را، علیالظاهر، فلاسفه مطرح کردهاند. آن دو بحث قبل، از متکلمین بود: اشاعره گفتند فعل اللّه اصلًا غرض ندارد، معتزله گفتند فعل اللّه غرض دارد. اشاعره برای فرار از یک محذور میگفتند فعل اللّه غرض ندارد، بدون آنکه محذور دیگر را حل کرده باشند. معتزله برای فرار از یک محذور گفتهاند که فعل اللّه حتماً غرض دارد، بدون آنکه یک محذور دیگر را رفع کرده باشند.
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری ج٨ ٤٢٥ بیان دیگری از نظر فلاسفه در حکمت خداوند ..... ص : ٤٢٥
سفه آمدند و گفتند فعل اللّه، هم غرض دارد و هم غرض ندارد؛ به این معنا غرض ندارد که غرض فاعل ندارد، و به این معنا غرض دارد که غرض فعل دارد، یعنی فعلش ذی غرض است، که در اینجا نکته لطیفی است که چگونه فعل، ذی غرض باشد و فاعل غرض نداشته باشد؟
تأثیر آراء متکلمین در فلسفه اسلامی
مسألهای که میخواستم عرض کنم این است که حدس قریب به یقین ما این است که، چنانکه از قرائن برمیآید، این مسأله در اثر برخورد آراء متکلمین در فلسفه پیدا شده است.
مکرر گفتهایم که بسیاری از مسائل در فلسفه اسلامی، بالخصوص در الهیات، مرهون برخوردهای کلامی است؛ یعنی ابتدا متکلمین مسألهای را طرح کردهاند، در حالی که در فلسفه یونانی قبلا مطرح نبوده است. وقتی این مسأله مطرح شده، فلاسفه اسلامی ناچار شدهاند که درباره آن بحث کنند و بدین صورت مسأله جدیدی به وجود آمده است. از جمله این مسائل این است: فعل اللّه معلَّل به غرض است، به این معنا که فعل غرض دارد نه فاعل. غرض فعل