مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - تأثیر متقابل میان انسان و فعل او
نظریه حکما : تفکیک میان غرض فعل و غرض فاعل
یک نظریه دیگر در اینجا بوده است که اگرچه در ذیل این آیه بالخصوص آورده نشده ولی بالاخره در جای خودش مطرح بوده است. اینها آمدهاند و میان غرض فعل و غرض فاعل تفکیک کردهاند. در واقع راهی غیر از راه اشاعره و غیر از راه معتزله رفتهاند؛ گفتهاند که اشاعره و معتزله این دو را از یکدیگر تفکیک نکردهاند.
یک وقت سخن در این است که آیا فعل دارای غرضی است و آیا فعل مشتمل بر یک جهت مصلحت است؟ و یک وقت سخن در این است که آیا فاعل دارای غرضی هست یا نیست؟ اگر بخواهیم بحث را درباره غرض فاعل مطرح کنیم، حق با اشاعره است؛ یعنی نسبت به ذات واجبالوجود غرض فاعلی معنی ندارد. مقصود از «غرض فاعلی» این است که خود فاعل متوجه به یک غرض باشد و میخواهد به یک غرضی برسد. برای اینکه خود به یک غرضی برسد، افعال را به عنوان وسیله اتخاذ میکند تا به آن مقصد و غرض برسد. در اینجا اگر هم میگوییم فعل دارای مصلحتی هست به این معناست که بر این فعل یک مصلحتی مترتب است که همان غرض فاعل است، آن چیزی که فاعل به سوی او حرکت میکند بر این فعل مترتب است، این فعل اثری دارد که این اثر همان چیزی است که فاعل به سوی او میرود و او را میخواهد. در واقع فاعل مستکمل است و از نقص به کمال حرکت میکند و این فعل، او را به کمال خودش میرساند.
در اینجور موارد، در واقع یک نوع تأثیر متقابلی میان فعل و فاعل در عین حال وجود دارد؛ یعنی از نظری فاعل علت فعل است و از نظر دیگر فعل علت فاعل است. فاعل علت فعل است چون اوست که این کار را به وجود آورده است. از نظر دیگر این فعل علت فاعل است، برای اینکه این کار است که فاعل را به آن غایت خودش میرساند.
تأثیر متقابل میان انسان و فعل او
این نظریه معروف مارکسیستها از این جهت نظریه نسبتاً خوبی است. گواینکه آنها از جنبه دیگر نظر کردهاند و این از جنبه دیگر است، ولی خیلی به همدیگر نزدیک است. درباره انسان و کار انسان میگویند که انسان کار را میسازد و کار انسان را. حرف درستی هم هست. اینچنین نیست که انسان فقط مبدأ کار باشد، کار