مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٨ - نظر علامه طباطبائی ( ره ) درباره آیه « لا یسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ »
معنی دارد.
جوانی که از اول می فهمد چه رشته تحصیلی را انتخاب کند و میفهمد که برای موفقیت در این رشته از چه چیزهایی باید استفاده کند، در کارش حکیم است، چون خودش و فعلش را بر نظام موجود تطبیق داده است. در واقع حکیم کسی است که خودش را بر نظام موجود منطبق کند، نظام را آنچنان که هست کشف کند و فعل خودش را بر نظام موجود منطبق کند؛ یعنی در واقع انسان فعل خودش را با فعل حق که همین نظام موجود است تطبیق میدهد. این میشود حکمت.
اما در مورد ذات حق تعالی، در مرتبه قبل از فعل او چیزی وجود ندارد که حالا فعلش را بر آن اساس انجام دهد تا بشود حکمت. حکمت درمورد او یعنی اینکه اصلا فعل، فعل او باشد. حکمت متأخر از فعل اوست نه مقدم بر فعل او. در مورد ما، چیزی بر فعل ما مقدم است که فعل ما باید بر او منطبق شود. در مورد خدا، چیزی بر فعل او مقدم نیست.
این مثل مسأله حق است که قرآن هیچ وقت نمیگوید الحقُ مع اللّه، بلکه میگوید الحقُ من اللّه. در مورد حضرت علی علیه السلام میگوییم «الحق مع علی» حق با علی است، چون حقی هست و از آن جهت که علی علیه السلام با آن حق منطبق است میگوییم حق با علی است و او را از این جهت ستایش میکنیم.
اما درباره خدا آیا درست است که بگوییم حق با خداست؟ اصلا قطع نظر از خدا چیزی وجود ندارد که خدا بخواهد با او منطبق باشد تا حق با خدا باشد. حق از خداست. مثلا قرآن میگوید:«قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکمْ» [١] و یا در جای دیگر میگوید خلقت و عالم حق است. این بود اجمالی از بیان ایشان، تا تفسیر و بررسی آن را بعداً عرض کنم.
[١]. کهف/ ٢٩.