مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣ - غایت و معشوق همه اشیاء خداوند است
همه اشیاء غایت دارند و عاشق غایات خود هستند
اگر چنین نظری را بیان کنیم یک مسأله دیگر پیش میآید و آن مسأله این است که ما باید ناچار برای تمام ذرات عالم غایت و میل رسیدن به آن غایت یعنی عشق رسیدن به آن غایت را فرض کنیم. واقعاً هم همین جور است. اینجاست که یکی از عمیقترین مسائل پیدا میشود که در هر ذرهای از ذرات عالم میل به کمال و میل به غایت هست و اصلا نظام هستی یعنی نظام رساندن اشیاء به غایات خود و نظام رساندن عاشقها به معشوقهای خود؛ یک چنین نظامی است.
غایت و معشوق همه اشیاء خداوند است
آنگاه این مسأله پیش میآید که این عشق از کجا پیدا شده است؟ توجیه عشق چگونه است؟ در اینجا قدما یک نظری دارند و صدرالمتألهین هم یک نظر دیگری دارد. بحث خیلی عالی و خوب و لطیفی مطرح میشود. قدما همین اندازه میگفتند که هر موجودی بالفطره عشق به ذات خود و کمالات خود دارد. ولی صدرالمتألهین میگوید این کافی نیست، بلکه هر موجودی بالذات عشق به ذات خود و به کمالات خود و عشق به علت موجده خود دارد و چون علت همه اشیاء ذات واجب تعالی است [پس او معشوق و غایت همه موجودات است.] این غایت حقیقی و اصیل که بر همه ذرات عالم حکمفرماست همان است که «فطرت الهی» نامیده میشود، (أَفَغَیرَ دینِ اللَّهِ یبْغونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ) [١]. این است که در هر ذرهای از ذرات موجودات میل به تشبه به کمال مطلق است. اگر هر موجودی کمال خودش راجستجو میکند، این جستجوی کمال برای این است که میخواهد به علت خودش نزدیک بشود، به علت خودش متشبّه بشود. پس مسأله به این شکل حل میشود که غایت همه اشیاء خداوند است.
در این صورت وقتی که گفته میشود حکمت خلقت فلان شئ چیست، دو منظور ممکن است در نظر باشد: یک وقت میگوییم حکمت خودِ خالق، یعنی آن خالق چه منظوری برای خود در خلقت این دارد؟ جواب این است که هیچ منظوری
[١]. آل عمران/ ٨٣.