مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠ - شرح و توضیح متن
اینجاست که تصریح میکند به علل در تمام وجوه، یعنی حتی علت غائی و صوری، اگر چه در اول فصل به تناهی علل فاعلی و قابلی اشاره کرد. علاوه بر این اینجا ثابت میکنیم که چنین نیست که علت فاعلی مستقل باشد، علت غایی هم مستقل، علت مادی وصوری هم هر کدام مستقل، بلکه همه آن سه علت به علت فاعلی منتهی میشود.
اکنون آن مقدمه یک سطری را- که ما توضیح دادیم و گفتیم که حتماً باید به نکته موجود در آن توجه کرد- بیان میکند:
فنقول: أما أن عله الوجود للشیء تکون موجودة معه فقد سلف لک و تحقق.
همانطور که گفتیم این نکته را در فصل دوم از مقاله ششم آورده است.
ثم نقول: إنا إذا فرضنا معلولا، و فرضنا له علة، و لعلته علة، فلیس یمکن أن یکون لکل علةٍ علةٌ بغیر نهایة، لأن المعلول و علته و علة علته إذا اعتبرت جملتها فیالقیاس الذی لبعضها إلی بعض کانت علةالعلة علةً اولی مطلقةً للامرین، و کان للامرین نسبةالمعلولیة الیها، و إن اختلفا فی أنّ أحدهما معلول بمتوسط والآخر معلول بغیر متوسط، و لم یکن کذلک الأخیر و لا المتوسط لان المتوسط- الذی هوالعلة المماسة للمعلول- علة لشیء واحد فقط، والمعلول لیس علة لشیء.
اگر معلولی داشته باشیم مثل «ج» که معلول «ب» است و «ب» نیز معلول «الف» باشد، چنین فکر نکن که بدان جهت به «الف» میگوییم «علت اولی» که علت معلول اول است. نه، بدان دلیل به «الف» میگوییم «علت اولی» که هم علت «ب» است و هم علت «ج»، اما در طول یکدیگر؛ یعنی علتِ علت همیشه علت است. و نیز نه تنها معلول بلاواسطه علت اولی معلول اوست، بلکه معلول معالواسطهاش هم معلول اوست. اما نه اخیر میتواند علت مطلقه باشد و نه متوسط، زیرا متوسط فقط علت یک شئ واحد است و اخیر نیز اصلًا علت چیزی نیست. پس این خصوصیت علت