مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - معنی « عنایت »
ممکنالوجودی در عالم وجود پیدا کند و وجودش به واجبالوجود منتهی نشود؛ و یا این شرور مقضی قضای الهی هستند. اگر مقضی قضای الهی هستند چگونه با عنایت الهی و حکمت الهی سازگار است و به تعبیر شایع چگونه با حکمت بالغه پروردگار سازگار است؟ عنایت و حکمت بالغه پروردگار اقتضا میکند که آنچه وجود پیدا میکند خیر باشد نه شر.
اگر بگوییم مقضی به قضای الهی نیستند، این سؤال پیش میآید که آیا اینها واجبالوجودند یا ممکنالوجود؟ نمیشود گفت که این شرور واجبالوجودند، قهراً ممکنالوجودند. اگر ممکنالوجودند باید وجودشان به واجبالوجود منتهی بشود.
واجبالوجود هم که متعدد نیست و ادله توحید این امر را اثبات کرده است. پس اگر بگوییم به واجبالوجود منتهی نمیشود، مسأله ثنویت پیش میآید که با ادله توحید مخالف است؛ و اگر بگوییم به ذات واجبالوجود واحد منتهی میشود، باز همین اشکال پیش میآید که این با حکمت بالغه چگونه سازگار است؟ از اینجا معنی لفظ «عنایت» را میتوانیم بفهمیم و نیز رابطه این دو عنوان را خوب میتوانیم درک کنیم:
«فیالعنایة و کیفیة دخول الشر فیالقضاء الالهی».
معنی « عنایت »
تقریباً میشود گفت که لفظ «عنایت» با لفظ «حکمت» یکی است. ولی حکما بیشتر کلمه «عنایت» را به کار میبرند، گاهی نیز هر دو را با یکدیگر، مثل آن شعر معروف مرحوم حاجی سبزواری که در باب «قسر» میگوید:
و القسر لا یکون دائماً کما | لم یک بالاکثر فلینحسما | |
إذ مقتضی الحکمة و العنایة | إیصال کل ممکن لغایة | |