مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٥ - وجوب من جمیع الجهات با اختیار منافات ندارد
استاد: کما اینکه وجود داشتن خود خدا را با خود خدا میفهمیم؛ یعنی اگر خدا نبود ما نبودیم و اگر ما نبودیم نمیفهمیدیم که خدا یعنی چه. ولی در عین حال این معنایش این نیست که پس درباره خداوند صفت «علت» صدق نمیکند. متکلمین میگویند که خدا را باید فاعل نامید نه علت. آنها میگویند اگر گفتیم خداوند علت است، لازمه علت ایجاب کردن است و لازمه ایجاب موجِب بودن است، و از اینجا چنین نتیجه میگیرند که لازمه موجِب بودن موجَب بودن است.
سؤال: این که میگوییم هر متحرکی محرکی دارد، قهراً باید به جایی برسیم که بگوییم این متحرک بالذات است؛ یا اینکه مطابق فرموده شما محرکی باشد که متحرک نباشد. اگر آن را متحرک بالذات هم بگیریم باز هم علت برای این حادثها میشود.
استاد: حالا این بیان شما در مورد متحرک بالذات را دو جور میتوانیم معنی کنیم: یکی به این معنی که حرکت را قبول میکند بدون اینکه حرکت را از جایی بپذیرد. این را میگویند محال است. یک معنای دیگری هم برای متحرک بالذات داریم و آن همان معنایی است که ملاصدرا در حرکت جوهریه گفته است.
- منظور من این است که متحرک باشد بدون اینکه محرک داشته باشد.
استاد: همین را میگویند محال است و ثابت هم میکنند و خیلی جدی هم میگویند محال است. این نظریاتی که امروز در باب قانون جبر در حرکت میگویند، فلاسفه رد نمیکنند.
سؤال: اینکه فرمودید هر حرکت یک جنبه ثابت دارد و یک جنبه متغیر، [چگونه آن حرکتِ دائم از جنبه متغیر سبب ایجاد حادثات میشود؟] استاد: آن که حرکت میکند یک جنبه متغیر دارد و دائماً وضع و نسبتش با عالم تغییر میکند. مثلًا در یک لحظه خورشید در یک جا و ماه در جای دیگر و ستارهها