مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - علم ارتسامی واجب به اشیاء
رَوِیةٍ لَها وَ لا تَجْرِبَةٍ اسْتَفادَها»
[١] همین نفی علم انفعالی است. حق تعالی همه چیز را میداند و مبدع است بدون اینکه از روی یک مثالی یا از روی یک نقشهای اشیاء را گرفته باشد؛ یعنی لازمه علم ارتسامی، انفعالی بودن نیست. این ارتسام در مقابل علم حضوری است. کلمه «ارتسام» را شاید خود شیخ هم نیاورده باشد. چون بعدها اصطلاحات دیگری آمده، این اصطلاح را به کار بردهاند برای اینکه روشن باشد.
مقصود از این اصطلاح این است که علم به تبع صور باشد، علم صوری باشد، حالا میخواهید اسمش را «علم حصولی» بگذارید یا «علم ارتسامی». منظور علمی است که به تبع یک سلسله صورتهاست ولی نه صورتهایی که از معلومها گرفته شده باشند، بلکه صورتهایی که معلومها از آنها گرفته شدهاند. البته این بیان بوعلی را به کلی رد کردهاند و کنار گذاشتهاند.
سؤال: چگونه میشود که این علم، علت باشد، و مقدم بر معلول باشد، در حالی که باید معیت داشته باشند؟ استاد: مسأله اینکه خود علت چگونه بر معلول تقدم دارد، مسأله ربط حادث به قدیم است که ما قبلًا این را حل کردیم و آن به علم کار ندارد. مسأله این بود که وقتی علت تامه باشد، معلول باید مقارن آن باشد.
- من ربط را نمیگویم، این تقدم را میگویم.
استاد: ربط یعنی همان، یعنی همان طرح اشکال تقدم و تأخر. این اشکال، اشکال معیت علت تامه با معلول است. این اشکال در جای خودش حل شده است. در باب وجود عینی علت و معلول این اشکال هست که بالاخره علتها باید در ازل باشند و معلولها در لایزال. اما در علم و معلوم این اشکال پیدا نمیشود، چون علم به معلول مثل خود معلول یک امر مادی نیست که بخواهد در زمان پیدا شود، و لهذا این اشکال پیدا نمیشود.
[١]. نهجالبلاغه، خطبه اول.