مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - عالَم مرتبه ای از علم خداوند است
عین فعل است، یعنی خود فعل نزد عالم حضور دارد، نه اینکه صورتی از فعل حضور داشته باشد. خود فعل اصلًا غایب نیست که نیازی به این باشد که با صورت معلوم واقع شود.
ولی در علم قبل از معلوم، قهراً آن علم یک چیز است و معلوم یک چیز دیگر، زیرا علم قبلًا وجود دارد و بعد معلوم وجود پیدا میکند؛ مثل همان مثالهایی که در باب مهندس و معمار و امثال آن عرض کردیم.
عالَم مرتبه ای از علم خداوند است
شیخ اشراق گفته است که علم واجب تعالی به جهان علم حضوری است؛ و این حرف بسیار خوبی است. البته در عین حال که مراتب دیگر علم نفی نمیشود، علم واجب تعالی به اشیاء علم حضوری است؛ یعنی تمام اشیاء از ازل تا به ابد به وجود عینیشان نزد پروردگار حضور دارند. علم انسان به آنچه که در دایره نفس خودش صورت میگیرد، مثل علم انسان به درد کشیدن خودش، علم انسان به لذت خودش، علم انسان به اراده خودش، علم انسان به صورت ذهنی خودش- علم انسان به خود صور، نه به آن ذیالصور خارجی، علم انسان به خودِ علمِ خودش- نیز علمهای حضوری است؛ یعنی به این دلیل انسان به اینها علم دارد که خود اینها حاضرند، نه به این دلیل که علمی غیر از وجود آنها داشته باشد و خود آنها در نفس حضور نداشته باشند. عالَم و تمام ماسویاللَّه آنچنان در نزد ذات پروردگار حضور دارند که اراده انسان پیش انسان حضور دارد، که افعال نفس پیش نفس حضور دارند، که انفعالات نفس پیش نفس حضور دارند. این هم چون تعبیری غیر از این نداریم [چنین تشبیه میکنیم.]
بنابراین عالَم عین علم خداوند و عین معلوم است. ولی این کتاب، وجود عینیاش از من و شما غایب است و چون صورتی از آن پیش من است این کتاب هم به تبع صورت پیش من حاضر است. اما خود صورت کتاب به تبع صورت دیگری پیش من حاضر نیست، بلکه عین صورت پیش من حاضر است. کتاب برای