مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١ - نظر شیخ اشراق در علم « مجرد » به فعل خود
استاد: نه، این فرق دارد.
علمی که با معلوم است و به یک اعتبار عین معلوم است، و علمی که قبل از معلوم است. آن علم قبل از معلوم را به یک اعتبار میتوانیم «علم ذاتی» هم بنامیم. مقصود چیست؟ این از یک نظریهای در باب علم حضوری ناشی میشود. گفتیم که شیخ یک درجه از علم حضوری را که علم مجرد به ذات خود است قبول داشت، و قبول داشت که در این علم، عالم و علم و معلوم یکی است.
نظر شیخ اشراق در علم « مجرد » به فعل خود
شیخ اشراق آمده یک مطلب دیگری را کشف کرده است و آن علم شخص است به افعال خود، خصوصاً اگر فعل هم مجرد باشد. همانطور که مجرد خودش عین حضور در نزد خود است، نه این که خودش امری باشد و حضور خودش نزد خودش امر دیگری، نسبت مجرد به فعل خودش هم همینجور است، یعنی فعلش عین حضور در نزد اوست، نه این که فعلش به تبع یک امر دیگری پیش او حضور داشته باشد؛ یعنی اینچنین نیست که علم مجرد به فعل خودش به تبع یک صورت باشد، بلکه همان فعلش عین حضور پیش اوست؛ همانطور که ما این امر را در نفس خودمان هم میبینیم: علم ما به اشیاء بیرون از وجود ما علم حصولی است. علم ما به ذات خود ما علم حضوری است، و علم ما به افعال نفسانی ما که در دایره نفس ما صورت میگیرد علم حضوری است. مثلًا علم ما به دردی که در وجود ماست علم حضوری است؛ یعنی اینجور نیست که درد یک وجودی دارد، بعد ما از وجود درد یک آگاهی پیدا میکنیم که این آگاهی غیر از خود درد است. نه، همان خود درد پیش ما حضور دارد؛ نه این که مانند این قفسه باشد که خودش پیش من غایب است، ولی یک آگاهی به آن دارم که همان مناط علم من به این قفسه است و وجود آن آگاهی غیر از خود قفسه است، یعنی صورت قفسه پیش من است. اما درد چنین نیست که وقتی درد میکشم خود درد را درک نکنم و تصویری از درد پیش خود داشته باشم، بلکه خود درد را، همان وجود عینی درد را درک میکنم؛ وجود عینی لذت را درک میکنم؛ وجود عینی دیدن خودم را درک میکنم. پس در اینجور موارد، علم به فعل