مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - علم از سنخ ماهیات نیست، وجود است
ادامه بحث در باره علم واجب به ذات
گفتیم که در اینجا یک بحث راجع به این است که چه برهانی وجود دارد بر اینکه واجبالوجود عالم به ذات خود است و به اصطلاح امروز «خودآگاه» است.
همانطور که عرض کردم راه آنها مبتنی بر نظریه خاصی است که این فلاسفه در باره علم و آگاهی و عقل دارند و آن نظریه اختصاص به ذات باریتعالی ندارد. این نظریه در مورد مطلق علمها و عالمهاست. در مورد علم انسان و حتی حیوان به ذات خودش هم همین بحث مطرح است.
علم از سنخ ماهیات نیست، وجود است
به طوری که خلاصه عرض کردم اینها به علم و آنچه که شعور و آگاهی گفته میشود به چشم یک پدیده نگاه نمیکنند و آن را به صورت یک کیفیت نمیبینند. در بحثهای ابتدایی مثل دیگران بحث میکنند، یعنی وقتی که در مورد مقولات دهگانه بحث میکنند یکی از مقولات را مقوله «کیف» مینامند، بعد مقوله کیف را به اقسامی تقسیم میکنند، میگویند کیفیات بر چند گونه است: کیفیات جسمانی، کیفیات نفسانی، کیفیات مختص به کم، کیفیات استعدادی. در کیفیات جسمانی اموری از